تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
هنگامى كه پرده‌هاى باطل شكافته شد ، نور حق و جلوهء واقعيّت ، براى همگان آشكار مىگردد . اين تعبير ممكن است كه اشاره به نكتهء ديگرى نيز باشد و آن اين كه اساس جهان بر حق است و در باطن هر موجودى حق نهفته شده است ، به ويژه در فطرت هر انسانى نور حق قرار گرفته است ، ولى باطل امر عارضى است كه چهرهء حق را مىپوشاند . هرگاه اين امر عارضى كنار رود ، چهرهء حق از درون اشيا ظاهر مىشود و هرگاه تعليمات گمراه كننده از ميان برداشته شود ، نور فطرت انسانى پرتو افكن مىگردد . همان گونه كه در آغاز خطبه گفته شد ، محتواى اين خطبه با تعبيراتى كه مختصرى با تعبيرات اين خطبه متفاوت است ، در خطبهء 104 نيز آمده است ، در آنجا مىفرمايد : ( و أيم اللّه ! لأبقرنّ الباطل حتّى أخرج الحقّ من خاصرته ، ) به خدا سوگند ! من ، ( پردهء ) باطل را مىشكافم ، تا حق را از پهلوى آن بيرون كشم .

نكته‌ها

1 - « ذى قار » كجاست ؟

همان گونه كه در تفسير خطبه نيز اشاره شد ، ذى قار ، محلّى بوده بين بصره و كوفه كه قبل از اسلام ، ميان عرب و سپاه ساسانى ، جنگى در آنجا بروز كرد و سپاه ساسانى عقب نشينى كردند و اعراب پيروز شدند . « 1 » بعضى مىگويند كه وجه نامگذارى آن به ذى قار به خاطر چاهى بوده كه آب آن سياه ، مانند قير بوده است . « 2 » ابن عباس مىگويد : هنگامى كه در ركاب على عليه السّلام به ذى قار رسيديم و توقف كرديم ، به امام عرض كردم : « از كوفه افراد كمى به يارى شما شتافتند . » امام فرمود :
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير ، جلد 1 ، صفحات 482 - 489 . ( 2 ) معارج نهج البلاغه ، صفحهء 122 .