مىسازند و خداوند فساد را دوست ندارد . « 1 » حضرت سپس به شرح صفات گروه دوم و اهداف و پايان كارشان مىپردازد و مىفرمايد :
« گروه ديگر آنانند كه شمشير كشيده و فساد و شرارت خويش را آشكار ساخته و لشكر سواره و پيادهء خود را ( براى اين منظور ) گرد آورى كردهاند . ( و منهم المصلت « 2 » لسيفه و المعلن بشرّه و المجلب بخيله و رجله .
آنها باطن خود را براى ظلم و فساد آماده ساخته و دين خود را تباه كردهاند ، قد أشرط « 3 » نفسه ، و أوبق « 4 » دينه .
امّا هدفشان چيست ؟ هدف آنها همان است كه امام عليه السّلام به آن اشاره فرمود :
« هدفشان ، آن است كه : چيزى از متاع دنيا را به چنگ آورند يا براى خود فرماندهى بر گروهى را فراهم سازند يا بر منبرى صعود كنند » ( و لباس پيشوايى مردم را بر تن كنند و براى آنان خطبههاى دروغين بخوانند ) ، ( لحطام « 5 » ينتهزه « 6 » ، أو مقنب « 7 » يقوده ، أو منبر يفرعه « 8 » .
و به اين ترتيب امام عليه السّلام در جملههاى كوتاهى ، هم به اعمال ظاهر آنها اشاره مىفرمايد و هم به فساد درونشان و هم به اهداف پست و زشتشان ، در واقع اين
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 204 - 205 .
( 2 ) « مصلت » از ماده « صلت » به معناى « بروز و ظهور چيزى » است « و سيف صلت » به معناى « شمشير كشيده و صيقل داده شده » است . و مصلّت به كسى مىگويند كه شمشير خود را كشيده باشد .
( 3 ) « اشرط » از مادهء « شرط » به معناى علامت است و در عبارت بالا ، بيانگر اين حقيقت است كه او ، خود را آمادهء براى فساد و هلاك كرده و گويى خود را بر اين منظور ، علامت گذارى كرده است .
( 4 ) « اوبق » از مادهء « وبق » ، به معناى « هلاكت » است . بنا بر اين ، اوبق يعنى « هلاك كرد » .
( 5 ) « حطام » ( بر وزن غلام ) به معناى « شكسته و بىارزش » است و اموال دنيا را به خاطر بىارزش بودن ، حطام دنيا مىگويند .
( 6 ) « ينتهز » از مادهء « نهز » به معناى « حركت براى انجام كارى » است و به معناى « حركت براى به دست آوردن غنيمتى » نيز آمده است .
( 7 ) « مقنب » ( بر وزن محور ) در اصل ، به معناى « گلّهاى از اسب » آمده و در خطبهء بالا به معناى گروهى از مردم است . شايد تعبير به « مقنب » اشاره به ناآگاهى و بىخبرى آن گروه است .
( 8 ) « يفرع » از ماده « فرع » به معناى « قسمت بالاى هر چيزى » است . و در عبارت بالا به معناى « بالا رفتن از منبر و تكيه زدن بر محلّ ارشاد خلق » آمده است .