تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
چيزى داشته باشد ، به آن عمل مىكند . » عامل ديگر ، غفلت و فقدان ورع است و به تعبيرى ديگر عدم توجه به واقعيتها - كه برخاسته از بىتقوايى است - سبب مىشود كه دشمن براحتى در ميان جمع نفوذ كند و گاه سران آنها را با زخارف دنيا بخرد و گاه آنها را با مقام تطميع كند و يا از خطر بترساند ، در حالى كه اگر هوشيارى آميخته با پرهيزگارى جاى اين غفلت و بىتقوايى را بگيرد تير دشمن به سنگ مىخورد و كمانه مىكند و به او باز مىگردد . عامل سوم ، طمع در چيزى است كه شايستگى آن را ندارد و يا به تعبير ديگر اسباب آن را فراهم نساخته است . مىدانيم كه در عالم ، براى رسيدن به هر مقصدى ، اسبابى لازم است و قانون علّت و معلول ، با اراده و مشيت الهى با قدرت تمام بر جهان حكومت مىكند ، هر چند ناآگاهان در عالم خيال اين پيوندها را از هم گسسته و براى رسيدن به مقصود به اوهام و خيالات دل مىبندند . جملهء « طمعا فى غير حقّ » مىتواند به همين معنا باشد كه شما طمع در چيزى داريد كه استحقاق آن را نداريد ، ولى برخى از مفسران نهج البلاغه - گفته‌اند كه منظور از اين جمله ، اين است كه آنها طمع داشتند كه عطاياشان از بيت المال ، افزوده شود و بيش از آنچه استحقاق دارند از سوى مولا على عليه السّلام به آنها پرداخته شود و چون اين خواستهء نامشروع ، انجام نشد ، در جنگ سست شدند . بديهى است كه اين طرز تفكّر مادّى گرايانه ، هر جا باشد ، عامل بدبختى و شكست است ، همان گونه كه توجه به جمع آورى غنائم - كه يك گرايش مادّى در ميدان جهاد الهى بود - در جنگ احد ، سبب شكست سختى در سپاه اسلام شد . به هر حال اين اصول تنها مربوط به تحليل عوامل شكست در لشكر كوفه نبود ، بلكه اصولى است مربوط به هر عصر و زمان و مكان . اين جمله‌هاى اخير ، بلكه تمام فرازهاى اين خطبه ، از سوز درون مولا على عليه السّلام و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 227 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي