و يا حد اقل به انتقاد پرداخته و در برابر گروه معترضان ، كسى به يارى او برنخاست .
و عملا به قتل او راضى شدند .
گروه ديگرى ، معتقد بودند كه عثمان ، نبايد كشته مىشد ، بلكه مىبايست به او اجازه مىدادند كه بعد از توبه ، خطاهاى گذشته خويش را اصلاح كند و حد اكثر ، او را از خلافت خلع مىكردند . كشتن او به صورت آشكار بدعتى بود كه منشأ كارهاى مشابهى در آينده مىشد و علاوه ، چنان كه مىدانيم قتل او دستاويزى براى منافقان و بازماندگان اهل نفاق ، جهت تفرقه در صفوف مسلمانان گرديد و اين امر از قبل قابل پيش بينى بود .
گروه اندكى از ظاهربينان كه مجال انديشيدن در تاريخ زندگى خليفهء سوم را به خود نمىدهند ، او را خليفهء مظلوم و شهيد مىدانستند و وى را از هر كار خلافى تبرئه مىكردند ! امام عليه السّلام در ميان اين عقايد ضدّ و نقيض ، حق را كه در ميان اين آرا مكتوم مانده بود بيان مىنمايد و به طرز بسيار دقيق و ظريفى مسائل مربوط به قتل عثمان را تجزيه و تحليل مىكند .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٠