نكنند ، غرق شدن آنها حتمى است .
او مىگويد : « گرداب » ، امواج زندگى اين دنيا است و « كشتى » قلب انسان است و « حبّ دنيا » آن را سنگين كرده ، آمادهء غرق شدن مىكند . « 1 » حضرت دستور بالا را با اين جمله تكميل مىفرمايد : پيشينيان را براى رسيدن بازماندگان ، نگه داشتند ، « فإنّما ينتظر بأوّلكم آخركم » .
اين جمله ، اشاره به اين دارد كه مجموعهء جهان بشريّت ، در حكم قافلهء واحدى است كه گروهى در پيشاپيش آن در حركت بودهاند و گروهى در وسط و گروهى در آخر اين قافلهاند و همه ، يك مسير را طى مىكنند و براى رستاخيز بزرگ به هم ملحق مىشوند .
به تعبير ديگر ، قانون مرگ ، استثنا بردار نيست و به يقين ، در سرنوشت همهء انسانها ، رقم زده شده است . بنا بر اين سرنوشت پيشينيان ، هشدارى براى بازماندگان و پيام روشنى براى همهء انسانها است .
نكته سرنوشت گرانباران !
مهمترين عامل بدبختى و شكست گروهى از انسانها ، همان چيزى است كه در اين چند جملهء كوتاه به آن اشاره شده است ، يعنى ، سنگين كردن بار خويش از امورى كه هرگز ، در زندگى سادهء دنيا ، به آن نيازى نيست .
مسافرى را فرض كنيد كه براى سفرى يك روزه ، به راه مىافتد . او ، مقدار كمى نان و غذا و ميوه ، درست به اندازهء سفر يك روزه ، در دستمالى بسته ، به همراه خود مىبرد . حال ، مسافر ديگرى را فرض كنيد كه ساكهاى متعدّدى ، از موادّ مختلف غذايى و نان و آب انواع شيرينىها و ميوهها را براى همين سفر يك روزه ، بر دوش گرفته و حركت مىكند .
هامش
( 1 ) معارج نهج البلاغه ، محقق بيهقى ، صفحهء 109 .