تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
هنگامى كه وارد شهر شدند ، گفتند : « بايد در قصر استاندارى ، اجلال نزول فرماييد . » سلمان گفت : « من به شما گفتم كه امير نيستم تا در دار الإماره منزل گزينم ! » او دكانى را در بازار انتخاب و از صاحب آن اجاره كرد و همان جا را مركز حكومت و قضاوت خود قرار داد . وى تنها چيزى كه با خود داشت ، زير اندازى كوچك براى نشستن و ظرفى براى وضو گرفتن و عصايى براى راه رفتن بود . در آن ايام كه سلمان در آنجا حكومت مىكرد ، سيل شديدى آمد و بخش عظيمى از شهر را فرا گرفت . فرياد مردم از هر سو بلند شد . گروهى فرياد مىزدند : « فرزندان ما چه شد ؟ بر سر خانوادهء ما چه آمد ؟ اموال ما به چه سرنوشتى گرفتار شد ؟ » سلمان زيرانداز خود را بر دوش گرفت و ظرف آب و عصاى خود را برداشت و بر يك بلندى قرار گرفت و فرمود : « هكذا ينجو المخفّفون يوم القيامة » ، اين گونه ، سبكباران ، در روز قيامت ، اهل نجات مىشوند . « 1 » بىشك ، سلمان - كه در جنگ احزاب ، براى نجات لشكر اسلام ، آن تدبير ويژه را پيشنهاد كرد - كسى نبود كه از حال مردم در آن شرايط غافل شود . هدف او از اين كار ، اين بوده است كه با روح تجمل پرستى ايرانيان آن روز در پايتخت بزرگ ساسانى مداين ، به ستيز برخيزد و به آنها كه غرق آن زندگى بسيار پر زرق و برق و اسراف كارانه بودند ، هشدار دهد و عواقب شوم اين گونه زندگانى را نشان دهد . اين ، همان است كه مولا على عليه السّلام در خطبهء بالا ، در جملهء كوتاهى كه دو كلمه بيش نيست ، ولى يك دنيا معنا دارد ، بيان فرموده است : « تخفّفوا تلحقوا » ، سبكبار شويد تا به منزل برسيد ! اينك به سراغ كلام « شريف رضى » مىرويم كه بعد از ذكر اين خطبه مىگويد : اين گفتار امام عليه السّلام جز سخن خدا و پيامبر اسلام ، با هر سخنى سنجيده شود ، بر آن ، برترى خواهد داشت و از آن پيشى مىگيرد . مخصوصا جملهء « تخفّفوا
هامش
( 1 ) - منهاج البراعة ، جلد 3 ، صفحهء 304 .