تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

2 - پاسخ به يك سؤال

بعضى از مفسّران نهج البلاغه ، سؤالى را در اين جا مطرح كرده‌اند ، و آن اين است كه آيا اين گونه سياست را در برابر مردم پيش گرفتن ( و با اين شدّت و حدّت آنها را مورد سرزنش قرار دادن ) صحيح است ؟ آيا اين سبب نمىشود كه گويندهء اين سخنان در ميان جمعيتش ، تنها و غريب بماند ؟ اگر اين جمله را بر اين سؤال بيفزائيم كه امام ، به شهادت گفتار و رفتارش ، كوه صبر و استقامت و كانون عطوفت و محبت بود - با اين حال چگونه راضى مىشود اين گونه با مردم سخن بگويد ؟ اشكال گسترده‌تر و عميق‌تر مىگردد . ولى همان گونه كه در سابق نيز اشاره كرديم ، اين طرز بيان در واقع آخرين وسيله براى تحريك احساسات و به حركت در آوردن افراد سست و ضعيف و بىتفاوت است . اين همان چيزى است كه در تعبيرى عاميانه گفته مىشود : « بايد كارى كرد كه به رگ غيرت او برخورد كند » . بنا بر اين ، استفاده از اين شيوهء بيان هماهنگ با مسألهء بلاغت در كلام است كه مىگويد بايد كلام را مطابق با مقتضاى حال بيان كرد . نبايد فراموش كرد كه امام عليه السّلام اين روش را بعد از به كار بستن روش‌هاى ديگر از قبيل تشويق و تمجيد و بيان ارزش‌هاى معنوى و مادى جهاد فى سبيل اللّه به كار مىبندد . اين كه بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته‌اند « 1 » كه اين بيان به خاطر آن است كه امام عليه السّلام از فزونى نفرات در اطرافش ، احساس پيروزى و غرور و از پراكندگى مردم ، احساس تنهايى نمىكرد ، ( لا يزيدني كثرة النّاس حولى عزّة و لا تفرّقهم عنّى وحشة ) ، بسيار بعيد به نظر مىرسد ، زيرا به هر حال در جنگ‌ها ، وجود نفرات و لشكر قدرتمند كارساز است و هيچ كس ، به تنهايى نمىتواند به جنگ يك لشكر عظيم برود .
هامش
( 1 ) فى ظلال نهج البلاغه ، جلد 1 ، صفحهء 192 .