تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
جرّعتموني نغب « 1 » التّهمام « 2 » أنفاسا ، و أفسدتم عليّ رأيي بالعصيان و الخذلان حتّى لقد قالت قريش : إنّ ابن أبي طالب رجل شجاع ، و لكن لا علم له بالحرب . معمولا بسيارى از ملت‌ها ، عامل عقب نشينى و مشكلات خود را ، ضعف پيشوايان و رهبرانشان مىدانند ، ولى گاه قضيه به عكس مىشود ، يعنى ، پيشوا بسيار لايق است ، ولى ضعف و ناتوانى و عقب ماندگى فكرى و فرهنگى در پيروان است و اين براى يك پيشواى بزرگ و لايق بسيار دردآور است كه گرفتار مردمى سست عنصر و بىاراده شود و نتيجهء كار منفى باشد و با اين حال ، مردم در قضاوت خود آن را به حساب پيشواى بزرگشان بگذارند ! حضرت ، سرانجام در آخرين جمله‌هاى اين خطبه ، به پاسخ سخنان ناروا و نادرست جماعتى از قريش مىپردازد كه آن حضرت را به ناآگاهى از فنون جنگ متّهم مىساختند . او مىفرمايد : « خداوند پدرشان را حفظ كند ! آيا هيچ يك از آنها ، از من با سابقه‌تر و پيشگام‌تر در ميدان‌هاى نبرد بوده است ؟ ( للّه « 3 » أبوهم ! و هل أحد منهم أشدّ لها مراسا « 4 » ، و أقدم فيها مقاما منّى ؟ ) . من آن روز كه آمادهء جنگ شدم ( و گام در ميدان نهادم ) هنوز بيست سال از عمرم نگذشته بود و الآن از شصت سال هم گذشته‌ام ( بنا بر اين بيش از چهل سال جنگ را به عنوان يك فرمانده و يا در صف مقدّم تجربه كرده‌ام ) ولى چه كنم كه ؟ آن كس كه فرمانش را اطاعت نمىكنند ، طرح و نقشه و تدبيرى ندارد ( و هر اندازه صاحب تجربه و آگاه باشد ، كارش به جايى نمىرسد ، لقد نهضت فيها و ما بلغت
هامش
( 1 ) « نغب » جمع « نغبه » ( بر وزن لقمه ) به معناى « جرعهء آب يا چيز ديگر » است و در اينجا غم و اندوه را به نوشابهء تلخى تشبيه فرموده كه امام جرعه جرعه ، آن را نوشيده است . ( 2 ) « تهام » از مادّه « همم » به معناى « غم و اندوه » است . اين وزن معمولا به معناى مصدر به كار مىرود مانند تكرار و تذكار . ( 3 ) « للّه ابوهم » ، اين جمله در مقام مدح گفته مىشود و در مواردى ، به عنوان تعجب و شگفتى ذكر مىشود و مفهومش اين است كه خداوند ، پدر آنها را حفظ كند امّا در فارسى معمولا به جاى آن عبارت « خدا پدرشان را بيامرزد » به كار مىرود . ( 4 ) « مراس » و « ممارست » به يك معنا است ، يعنى مراقبت و توجه و همراهى با چيزى .