تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
دو معنا تفسير شده : نخست به « گريه و زارى كه توأم با هق‌هق و رفت و آمد صدا در گلو » است و ديگر گفتن كلمه
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
كه معمولا در مصائب سخت كه كارى از دست انسان ساخته نيست ، گفته مىشود . حضرت ، سپس مىافزايد : « آنها بعد از اين همه جنايات ، با غنائم فراوانى به شهر و ديار خود بازگشته‌اند بى آن كه حتّى يك نفر از آنان آسيب ببيند يا قطره خونى از آنها ريخته شود ، ثمّ انصرفوا وافرين ما نال رجلا منهم كلم ، « 1 » و لا أريق لهم دم . و در نتيجه‌گيرى نهايى اين جملهء كوبنده را بيان مىفرمايد كه « اگر به خاطر اين حادثهء ( بسيار دردناك ) مسلمانى از شدت تأسف و اندوه بميرد ، ملامتى بر او نيست ، بلكه به نظر من سزاوار است ، ( فلو أنّ امرأ مسلما مات من بعد هذا أسفا ما كان به ملوما ، بل كان به عندي جديرا ) . امام عليه السّلام در اين بيان گويا از مطلبى كه اعماق او را مىسوزاند ، پرده بر مىگيرد و آن اين كه چرا مسلمان با ايمان ، آن قدر در برابر حوادث ، سستى به خرج دهد كه دشمن ، بدون هيچ رادع و مانعى ، به سرزمين او حمله كند اموال او را به غارت برد ، حتى متعرّض نواميس او شود و بدون كمترين ضايعات ، با دست پر ، به خانهء خود برگردد ؟ ! آرى هيچ مسلمان غيرتمندى نمىتواند چنين حادثهء دردناكى را تحمّل كند و اگر كسى از غصه و اندوه بميرد ، جاى سرزنش نيست . جالب اين كه تجاوز به حريم و گرفتن زينت آلات زنان مسلمان و غير مسلمان و هتك احترام آنها در يك رديف شمرده شده و اين نشان مىدهد كه اوّلا اسلام ، تا چه حدّ براى نواميس مردم اهمّيّت قائل است و ثانيا ، تا چه اندازه خود را متعهد به دفاع از اقليت‌هايى كه در پناه اسلام زندگى مىكنند مىداند . به هر حال مقصود امام عليه السّلام بيان عمق فاجعه‌اى است كه انجام شده است . بديهى است اين سخن ، ويژهء ديروز و زمان‌هاى گذشته و حملهء لشكر معاويه به
هامش
( 1 ) كلم ، به معناى « زخم و جراحت » است .