در كلمات مبارك امام عليه السّلام در خطبهء 29 آمده است كه : ( لا يدرك الحقّ الّا بالجدّ ) ، حق ، جز با تلاش به دست نمىآيد .
ششم اين كه : « چنين كسى ، به راه محو و نابودى كشانده مىشود ، و سيم الخسف » . با توجه به اين كه خسف و خسوف ، به محو شدن نور ماه گفته مىشود و نيز فرو رفتن و ناپديد شدن در زمين ، و « سيم » از مادّه « سوم » به معناى « دنبال چيزى حركت كردن » آمده است ، مفهوم جمله ، چنين مىشود كه تاركان جهاد ، در واقع ، در طريق محو و نابودى خويش گام برمىدارند . و در طول تاريخ ، كرارا ، ديده شده كه اقوام و ملّتهايى بر اثر سستى در جهاد ، خود و كشورشان از صفحهء جهان محو شدند . « 1 » هفتم اين كه « از عدالت محروم مىگردد ، ( و منع النّصف ) « 2 » دليل اين معنا ، روشن است ، زيرا ، طرفداران عدالت ، غالبا ، در اقليتند . اگر در اقليّت كمى نباشند ، از نظر كيفيّت و قدرت ، در اقليت هستند . به همين دليل ، سلطهگران سود پرست ، تا آنجا كه به اصطلاح ، كاردشان ببرد ، پيش مىروند و حقوق ملتهاى مظلوم را پايمال مىكنند و پيوسته بر مال و جاه و جلال خود مىافزايند .
ملتهاى مظلوم و ستمديده ، تنها ، در سايهء جهاد مىتوانند عدالت اجتماعى را تحقّق بخشند و از فشار ظلم و ستم آنان برهند .
به اين ترتيب ، مىبينيم كه امام ، در اين چند خط از خطبه ، چه حقايق مهمى را در بارهء آثار بزرگ جهاد در سرنوشت جوامع انسانى ، بيان كرده و ترسيمى بسيار منطقى از مسألهء جهاد و فلسفهء آن را نشان داده است .
هامش
( 1 ) جمعى از شارحان نهج البلاغه ، اين جمله را به معناى « به ذلت كشانده شدن » تفسير كردهاند كه در واقع ، از قبيل تكرار و تأكيد نسبت به جملههاى گذشته مىشود ، ولى آنچه را در متن آوردم ، ضمن اين كه با متون لغت كاملا سازگار است ، معناى جديدى را در بر دارد كه مانع از تكرار خواهد بود . و به همين دليل ، مناسبتر است .
( 2 ) نصف و انصاف ، از يك ريشه است و به معناى « عدالت » است .