را به آماده شدن براى پيكار با پيمان شكنان دعوت مىكند . مىفرمايد : « او ( با معاويه ) بيعت نكرد تا اين كه بر او شرط كرد كه در برابر آن ، بهايى دريافت كند ، و لم يبايع حتّى شرط أن يؤتيه على البيعة ثمنا » .
مورّخان ، آوردهاند كه امام عليه السّلام بعد از پيروزى در جنگ جمل ، وارد كوفه شد و آن را مقرّ حكومت خود قرار داد و جرير بن عبد اللّه بجلى را براى گرفتن بيعت از معاويه ، به شام فرستاد . معاويه كه مايل نبود با امام عليه السّلام بيعت كند ، در اين باره ، به مشورت پرداخت . برادرش ، عتبة بن ابى سفيان ، به او گفت : « در اين كار ، از عمرو عاص كمك بگير ! چرا كه مىدانى مردى است بسيار هوشمند و صاحب نظر .
ولى او ، كسى بود كه زير بار حكم عثمان در حيات او نرفت و طبيعى است كه تسليم تو نخواهد شد ، مگر اين كه بهاى قابل ملاحظهاى براى او قرار دهى كه دين خود را به تو بفروشد و اين كار را خواهد كرد ، چرا كه او مرد دنيا پرستى است » .
معاويه ، نامهاى براى عمرو عاص نوشت و از وى در اين باره كمك خواست و او را به شام دعوت كرد . عمرو ، در اين باره ، با فرزندانش به مشورت پرداخت . يكى از فرزندان او به نام عبد اللّه ، او را از دخالت در اين گونه كارها و حاشيه نشينى معاويه بر حذر داشت ، ولى فرزند ديگرش به نام محمد ، او را تشويق كرد كه به شام رود و به معاويه ملحق شود .
پس از ورود عمرو بن عاص به شام ، معاويه ، در مجلسى به او چنين گفت : « يا أبا عبد اللّه ! أدعوك الى الجهاد هذا الرّجل الّذى عصى اللّه و شقّ عصى المسلمين و قتل الخليفة و أظهر الفتنة و فرّق الجماعة و قطع الرّحم » ! اى ابا عبد اللّه ( كينهء عمرو بن عاص است ) من ، از تو دعوت مىكنم كه با اين مرد كه به نافرمانى خدا برخاسته و وحدت مسلمانان را به اختلاف مبدل كرده و خليفه را كشته و فتنه را آشكار ساخته و جمع مردم را به پراكندگى كشانده و قطع رحم كرده
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٢٢