حوادث ، به پا خاستم تا باطل از ميان رفت و دين اسلام از خطر ( خطر منافقان و دشمنان اسلام ) رهايى يافت . . . ، فنهضت فى تلك الأحداث حتّى زاح الباطل و زهق و اطمأنّ الدّين و تنهنه . » اين تعبيرات ، نشان مىدهد كه امام عليه السّلام در آن دوران در ميان دو مسألهء ناگوار گرفتار بود : در يك سو ، از دست رفتن حقّ مسلّم خودش و مسلمانان را مشاهده مىكرد ، حقّى كه با از بين رفتنش ، انحرافات عجيبى پيدا شد ، و از سوى ديگر ، توطئه شديد منافقان و دشمنان اسلام را مىديد كه براى نابودى و محو اسلام ، كمر بسته بودند و سوگند خورده بودند . و امام عليه السّلام بر اساس قاعدهء منطقى و عقلانى و شرعى اهمّ و مهم ، به يارى اسلام شتافت و در برابر مشكل نخست ، دندان بر جگر گذاشت و ناراحتىها را تحمّل كرد .
2 - آيا امام عليه السّلام با خليفهء اول بيعت كرد ؟
در اين كه موضع على عليه السّلام در برابر خليفهء نخست و تصميمى كه در سقيفهء بنى ساعده گرفته شد ، چه بوده است ، در ميان مورّخان و محدّثان ، گفت و گو است .
دانشمندان و علماى شيعه و اهل سنت ، در اين مسأله ، اتفاق نظر ندارند .
شارح بحرانى مىگويد : غالب علماى شيعه را عقيده بر اين است كه على عليه السّلام از بيعت با خليفه نخست خوددارى كرد و گروهى از بنى هاشم نيز در اين مسأله با او هم صدا بودند ، ولى سرانجام ، گروهى آمدند و آنها را به اجبار ، نزد ابو بكر بردند و امام عليه السّلام و ساير بنى هاشم ، از روى اكراه ، بيعت كردند .
مطابق قول ديگر ، امير مؤمنان على عليه السّلام در خانه ماند و بيرون نيامد . آنها نيز چون احساس كردند كه او ، تنها است و اقدامى ضد آنان نمىكند ، از آن حضرت ، صرف نظر كردند .
در اينجا نظر ديگرى است كه غالب محدّثان اهل سنّت طرفدار آن هستند و آن اين كه امام عليه السّلام شش ماه از بيعت خوددارى كرد تا فاطمه زهرا عليها السّلام بانوى اسلام ، ديده از جهان بر بست . بعد از آن آمد و از روى اختيار ، بيعت كرد .