تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
گرفت » . « 1 » ممكن است كه بعضى از اين داستان‌ها ، مبالغه‌آميز باشد ، ولى به هر حال ، نشان مىدهد كه آنها در چنان شرايطى زندگى مىكردند كه اين گونه داستان‌ها ، متناسب حالشان بود . ( د ) : در بعد مفاسد اجتماعى نيز وضع بسيار اسفناكى داشتند . زندگى آنها آميخته با شراب بود تا آنجا كه لفظ « تجارت » در عرف آنها در معناى « شراب فروشى » تفسير مىشد . شجاعت را به معناى آدم كشى ، و غيرت و عفت را به معناى پنهان كردن نوزادان دختر در زير خاك تفسير مىكردند . آنها ، به سه چيز عشق مىورزيدند : زن و شراب و جنگ . يكى از شعراى آنها مىگويد :
اذا متّ فادفنّى الى جنب كرمة * تروّى عطامى بعد موتى عروقها و لا تدفنّنى فى الفلات فانّنى * أخاف اذا مامتّ ألّا أذوقها
هنگامى كه مردم ، مرا ، در كنار درخت انگورى دفن كنيد ، تا ريشه‌هاى آن استخوان مرا ( از شرابش ) سيراب كند ! مرا ، هرگز در بيابان دفن نكنيد ، از اين مىترسم كه بعد از مردن ، آن را به چشم ! آنها معتقد بودند كه بايد دوستان و هم پيمانان خود را يارى كنند ، خواه حق بگويند يا باطل . قمار ، در ميان آنها ، چنان گسترش يافته بود كه گاه ، زنان خود را در قمار مىباختند . زنان آلوده ، در ميان آنها به قدرى زياد بود و آشكارا افراد را به سوى خود دعوت مىكردند كه گروهى از آنها ، بر در خانهء خود ، پرچمى نصب مىكردند تا مردان هوسباز را به سوى خود بكشانند . اينها را ، ذوات الاعلام ( زنان صاحب پرچم ) مىناميدند .
هامش
( 1 ) آلوسى ، در بلوغ الادب ، داستان شنفرى ( شاعر معروف جاهلى ) را به صورت گسترده آورده است و آنچه در بالا آمد ، خلاصه‌اى از آن بود . ( بلوغ الادب ، جلد 2 ، صفحه 145 ) .