چيزى آماده نشده است . در روايتى آمده كه خداوند به حضرت موسى ( عليه السلام ) فرمود : تاكنون عمل خالصى انجام دادهاى ؟ گفت : آرى نماز خواندهام ، روزه گرفتهام ، ذكر گفتهام ، فرمود نمازت جواز عبور از پل صراط است ( يعنى وسيله شناختن است كه او مؤمن و معتقد است ، و از كافرين شناخته مىشود ) و روزه سپر از آتش ، و ذكر موجب ترفيع درجات در بهشت است ، پس همه براى خودت بوده ، موسى ( عليه السلام ) گريست و عرض كرد : خداوندا كارى به من بياموز كه فقط براى تو باشد ، خطاب شد : ستمديدهاى را يارى كردهاى ؟ ! برهنهاى را پوشاندهاى ؟ تشنهاى را سيراب نمودهاى ؟ به عالمى احترام كردهاى ؟ اينها اعمال خالص است . « 1 »
از اين روايت استفاده مىشود ، عمل خالص آن است كه : قصد نفع بردن از آن نكنيم گرچه خداوند خود نفع مىدهد ، بايد قصد نفع رساندن به غير در عمل لحاظ كنيم ، گرچه عملى بسيار كوچك باشد ، گاهى فردى عملى را انجام مىدهد و ديگرى ضد آن را ولى چون خود و نفع مردم را لحاظ كردهاند ، هر دو عمل صالح انجام دادهاند ، آن داستان معروف است كه كسى در راه ميخى ديد آن را در زمين فرو كرد به گمان اينكه اگر كسى با اسب يا حيوان ديگر عبور كرد ، افسار اسب را به اين ميخ ببندد ، و لختى بيارمد ، ديگرى پس از آن آمد و ميخ را بيرون آورده و به كنارى افكند ، و گفت شايد كسى از اينجا عبور كند ، و اين ميخ را نبيند پايش به آن بخورد و مجروح گردد ، اين دو هر دو عمل صالح انجام دادهاند گرچه بر خلاف يكديگر كار كردهاند .
پس اى برادر ببين عمل صالح و وظيفهاى كه امروز بر دوش تو است چيست ، خداوند ما را در رسيدن به سطح مطلوب در همه زمينهها يارى ، و توفيق انجام
هرچه بيشتر عمل صالح را به ما عنايت فرمايد . انشاءالله .
هامش
( 1 ) . كتاب نصائح از آية الله مشكينى .