عَلَى قُلُوب أَقْفَالُهَا ) . « 1 »
از آياتى كه امر به تدبّر مىكند به خوبى استفاده مىشود كه قرآن براى هر كس قابل فهم است ، ولى به مقدار بضاعت علمى ، و اگر قابل فهم نبود ، امر به تدبّر لغو بود و خداوند بزرگتر از آن است كه سخن لغو گويد ، پس آنچه بعضى فكر مىكنند قرآن قابل فهم ما نيست ، و كتابى فوق فهم ما است ، اينها يا عالمانه و يا جاهلانه قرآن را طرد مىكنند ، و متوجّه نيستند ، ما فكر مىكنيم به طرفدارى از اين كتاب الهى سخن مىگويند ، و ظاهر سخن آنها هم زيبا است ، ولى اگر در سخن آنها دقت شود ، مفهوم حرفشان اين است كه : قرآن را بايد فقط خواند و از متن زندگى و جامعه كنار گذارد ، زيرا فقط الفاظى مىفهميم و معانى آن را درك نمىكنيم ، آيا از خود نبايد بپرسيم اگر قرآن قابل تدبّر و درك نيست چرا فقط در خود قرآن چهار مرتبه امر به تدبّر شده ، و اين غير از مواردى است كه امر به تفكر و تفقّه و غيره شده است يعنى فقط ماده ( تدبّر ) اين قدر مورد تأكيد قرار گرفته است . ( أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ) « 2 » آيا نخواندهاند كه خداوند غايت انزال قرآن را تدبّر در آيات آن و تذكر قرار داده است
. ( كتابٌ انزلناه اليك مباركٌ ليدّبّروا آياته و لِيتذَكّرَ اوُلُوا الالباب )
: « اين كتابى است پربركت كه بر تو نازل كردهايم ، تا در آيات آن تدبر كنند ، و صاحبان مغز ( و انديشه ) متذكّر شوند « 3 » » در پايان بايد بگويم ، بحث در مورد قرآن
هامش
( 1 ) . نور الثقلين ، جلد 5 ، صفحه 41 ؛ نقل از نمونه ، جلد 21 ، صفحه 470 .
( 2 ) . سوره النساء ، آيه 82 .
( 3 ) . سوره ص آيه 29 .