براى كافرين هم ( نُزُل ) است ، يعنى عذابهائى ما فوق اين آتش و جهنم دارند كه قابل تصورّ براى ما نيست ، در دعاى كميل حتماً ملاحظه فرمودهايد كه مولى بعد از اينكه اظهار ضعف در مقابل بلاهاى دنيوى و عقوبات و ناملايمات آن مىكند ، و مىگويد : بلاء دنيا دوامش كم و مدتش كوتاه است مىفرمايد : چگونه بر بلاء آخرتى كه ناملايمات و دردش بيشتر و مدتش طولانى است مقاومت كنم ، سپس كلام را به اينجا مىرساند كه : « فَهَبْنى يا الهى و سيدى و مولاى و ربّى صبرتُ على عذابك فكيف اصبر على فِراقك وهبنى صبرتُ على حَرّ نارِك فَكيفَ اصبرُ عن النّظر الى كرامتك » : « بر فرض اى معبود و آقا و مولاى و پروردگارم صبر كردم بر عذاب ( دردناك و جانسوز تو ) چگونه صبر كنم ، بر دورى و فراق از تو و بر فرض صبر كردم بر سوزش آتش تو ، چگونه صبر كنم بر چشمپوشى و دورى از كرامت و بزرگوارى تو » .
از اين كلمات مولى در دعاى شريف كميل فهميده مىشود كه : فراق و دورى از خداوند و عدم رضايت او از بندهاش و حرمان از لقاء و دورى از رحمت و كرامت او ، از زمره عقوباتى است كه بالاتر از عذاب جهنم و سوختن جسم است ، زيرا مولى مىفرمايد اگر بر عذاب صبر كنم ، چگونه بر اين امور صبر كنم ؟ ! و به طور كلى مىتوان گفت هر نعمتى كه ما فوق بهشت براى بهشتيان بود ضد آن عذابى ما فوق عذاب جهنم براى جهنميان است . خداوند جرعهاى از حالات بهشتيان را به ما بنوشاند تا مست آن جمال شويم و ما را از حالات جهنميان دور دارد تا فرحناك از اين دورى شويم ، بگذار اين بهشتيان و جهنميان را با اين حالات تنها گذاريم كه از درك آنها و جايگاههاى آنها عاجزيم و به سراغ چيزى رويم كه لااقل درك كنيم .
وقتى تلاوت كننده آيات به اين آيات مىرسد ، بايد دقت كند ، چه چيزى باعث شده متقين به اين مقامات رسند ، آيا چه بهائى به آن پرداختند ؟ اگر قارى اين
آيات دقت در اين آيات كند خود خواهد فهميد ، به چه بهائى اين نعمتها را دهند ، به ايمان و عمل صالح ، چرا كه در سوره كهف فرمود اين نعمتها پاداش كسانى است كه
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١٩