داشتند ، بر زمين گذاشته به سخنانش گوش فرا مىدادند ، سپس مىفرمود : « از خداوند خير بخواهيد و با آسان گرفتن كار بر مردم بركت بجوئيد ، و به خريداران نزديك شويد ، حلم را زينت خود قرار دهيد ، از سوگند بپرهيزيد ، از دروغ اجتناب كنيد ، از ظلم خوددارى نمائيد ، حق مظلومان را گرفته ، با انصاف با آنها برخورد كنيد ، به ربا نزديك نشويد ، « اوفوا الكيال و الميزان بالقسط و لا تبخسوا الناس اشيائهم و لا تَعْثَوا فى الارض مفسدين » « 1 » : « پيمانه و وزن را به طور كامل وفا كنيد ، و از اشياء مردم كم نگذاريد و در زمين فساد نكنيد » .
به اين ترتيب در بازارهاى كوفه گردش مىكرد سپس به دار الاماره باز مىگشت ، و براى دادخواهى مردم مىنشست . « 2 » ضمن حديثى از رسول گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) آمده : « ولا طَفَّفُوا الكيل الّا مُنِعُوا النَبات و اخذوا بالسِّنين » : « هيچ گروهى كمفروشى نكرد مگر اينكه زراعت آنها از بين رفته و قحطى آنها را فرا گرفت » . « 3 »
با بررسى تاريخ نيز مىبينيم كه گناه بارز قوم شعيب ( عليه السلام ) كه در ( مَدْيَنْ ) « 4 » مىزيستند و با عذاب الهى نابود شدند ، همين كمفروشى بود ، داستان اين قوم در سورههاى مختلف مثل اعراف و شعراء و هود آمده ، و بسيار جاى عبرت است كه عاقبت آنها چه شد ، در آيه 85 سوره هود حضرت شعيب ( عليه السلام ) بعد از امر به عبادت خداوند يگانه ، انگشت روى كمفروشى آنها گذارده ، مىفرمايد : ( ولا تَنْقُصوا المكيالَ و الميزان ) سپس در آيه 86 حضرت شعيب ( عليه السلام ) و خطيب « 5 » الانبياء به قوم خود
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 85 .
( 2 ) . كافى ، باب آداب التجارة ، حديث 3 ( با كمى اختصار ) به نقل از جلد 26 ، نمونه صفحه 251 ذيل همين آيات .
( 3 ) . تفسير فخررازى ، جلد 31 ، صفحه 88 .
( 4 ) . نام آبادى و قبيله شعيب بود و در مشرق خليج عقبه قرار داشته و گفتهاند مدين نام يكى از فرزندان ابراهيم ( عليه السلام ) بوده و فرزندان اسماعيل عليهالسّلام در آن جا سكونت داشتهاند و با مصر و لبنان و فلسطين تجارت داشتهاند ( نمونه جلد 6 ذيل آيه 85 و جلد 9 ، صفحه 200 ذيل آيه 86 هود ) .
( 5 ) . حضرت شعيب را خطيب الانبياء نامند زيرا سخنان او حساب شده ، رسا و دلنشين بود ( سفينة البحار ، ماده ( شعيب ) به نقل از تفسير نمونه ، جلد 9 ، صفحه 213 ) .