تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
و لعنت كن آنان كه پس از او ظلم كرده و مىكنند در حق محمد و آل محمد » اگر دقّت كنيم بسيارى از ما بر خود لعنت مىفرستيم و متوجه نيستيم زيرا خمس كه مشتمل بر حق سادات و حق امام است ، اگر پرداخت نشود ، به منزله دزدى از مال آنها و ظلم در حق آنها است ، كه : از عترت پيامبرند ، پس دقّت كن از ظلم كنندگان بر آنها مباشى ، خداوند همه ما را به راه مستقيم خود هدايت فرمايد ، و از لغزش در لغزشگاهها محافظت نمايد . اين كم‌فروشى نه تنها در مغازه كَسَبه باشد ، كه : هر كس متناسب با شغلش مىتواند يك كم‌فروش باشد ، آن كارگر و كارمند و معلم و . . . . كه در مقابل حقوق معيّنى بايد ساعت معينى كار كند اگر كمتر كار كند كم‌فروشى كرده ، و مسؤول است ، اگر واقعاً كارمندانى كه بايد 8 ساعت كار كنند ، فقط يك ساعت كار مفيد و براى خدا مىكردند ، و كارمندان ما حتى 2 ميليون بودند ، مىدانيد در روز دو ميليون ساعت كار مفيد و ارزنده داشتيم ، ولى حيف و صد حيف كه در يك ساعت از 8 ساعت كار مفيد بسيارى از آنها براى خدا هم جاى تأمّل است ، يك ساعت كارى كه بدون رشوه و پارتى باشد بسيار كم است ! چرا بايد هر وقت نياز به وسيله‌اى داريم ، سراغ وسائل خارجى و غيرايرانى را بگيريم ، مگر خودمان از خودمان چه ديده‌ايم ، كه وسائل خود را بىبها مىدانيم ، اى كاش مخلصانه كار مىكرديم ، نه براى خدا كه براى وجدان خود ، مگر آن كمونيست در كشورهاى صنعتى كه اينقدر جنس عالى تحويل مىدهد براى خدا كار مىكند نه براى راحتى وجدان خود يا حداقل براى حفظ حيثيت شركت خود چنين مىكند . آرى اصلاح جامعه چون مولاى متقيان على ( عليه السلام ) را مىطلبد كه هر روز صبح در بازار كوفه در حالى كه تازيانه در دست داشت مىگشت و مىگفت : « اى گروه تجّار از خدا بترسيد » وقتى بازاريان صداى على ( عليه السلام ) را مىشنيدند هر چه در دست
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 510 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي