مىكنيم ، تورمى كه شمشير تيز و برندهاياست كه لبه آن متوجه مستضعيفين و محرومين جامعه است ، خداوند در اين آيات به كسانى كه به حق مردم ظلم مىكنند ، اعلان جنگ داده است ، تا اين باور به مبدأ و معاد در فرهنگ جامعه ما رشد نكند ، اين تخلفات بيداد مىكند ، جريمه و زندان تا حدى و به صورت مقطعى مؤثر است ، بايد وجدان و ترمز درونى جلوگيرى كند ، اگر هر مسلمانى تأمّل و تفكّر در اين آيات كند و درك حقايق نمايد و حتى گمان به روز قيامت پيدا كند حتماً خود را اصلاح كرده و جامعه رو به سعادت مىرود ، زيرا جامعه مركّبى و مجموعهاى اعتبارى از افراد است هر فردى اگر مؤظّف به اصلاح خود بود چنان كه هست جامعه اصلاح مىشد .
بايد فهميد خوشبختيها و بدبختيها به هم پيوسته است ، بر فرض هم كسى با دزدى ، كمفروشى و گرانفروشى ثروتى به دست آورد آيا در كاخى كه در كنار كوخهاى محرومين مىسازد ، مىتواند خوشبخت باشد بدون دردسر زندگى كند ؟ ! چگونه در ميان انبوهى بيچاره مىتواند در رفاه باشد ؟ ! آيا اگر هنوز وجدانى داشته باشد مىتواند راحت زندگى نمايد .
بعضى از اين كمفروشان و ثروتمندانى كه از راه نامشروع ثروت اندوختهاند مفاهيمى همچون ايثار و گذشت و كمك به محرومين و احسان در نظرشان بدون معناست ، واژهاى بى محتوى است ، اصلا آنها نظرى به جامعه ندارند ، اگر توجهى هم به جامعه كنند و جامعهاى بخواهند براى اين است كه بيشتر منفعت شخصى برند ، حال ما توقع هم داريم وجوه شرعيه مثل خمس و زكات و صدقه دهند ، چه خيالى داريم ، اگر مىدادند و بدهند كه اين گونه تجمع ثروت نمىشود ، و خون مظلومان در شيشه نمىرود .
اينجا جاى تذكر است كه بسيارى از ما زيارت عاشورا را مىخوانيم و اين جمله را هم بسيار تكرار مىكنيم كه
« الّلهم العَنْ اوّل ظالِمِ ظَلَمَ حقّ محمد و آل محمد و آخِرَ تابع له على ذلك »
( خدايا لعنت كن اولين ظلم كننده بر حق محمد و آل محمد
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 509
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٠٩