رَبُّكَ وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الجِنَّةِ وَالنَّاسِ اجْمَعِينَ ) « 1 » : « اگر خداوند مىخواست هرآينه قرار مىداد مردم را امتى واحد و همواره مختلفند ، الا كسى كه مشمول رحمت الهى واقع شود و براى همين شمول رحمتش بر آنها ، آنها را خلق كرد و حكم الهى صادر شده كه اگر از دائره رحمت او خارج شوند ، جهنم را از جن و انس پر مىكند . »
5 . ( وَأَنَّ الى رَبِّكَ المُنْتَهى ) « 2 » : « و كار خلق عالم به سوى او منتهى مىشود » .
6 . ( يا ايُّهَا الانْسانُ انَّكَ كادِحٌ الى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ ) « 3 » : « اى انسان به درستى كه تو رنج كشندهاى در سير به سوى پروردگارت دارى ، تا اين كه او را ملاقات كنى و به مقام لقا رسى » .
گاهى خداوند متعال در قرآن مجيدش وقتى مسألهاى داراى ابعاد مختلف و متنوّع باشد در هرجايى به مناسبت ، اشاره به يكى از ابعاد آن مىنمايد ، مثلًا درباره نماز در جايى مىفرمايد : « انّ الصَلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحْشاء والمُنْكَر » : « نماز انسان را از فحشا و منكر و زشتىها دور مىنمايد » در جاى ديگر مىفرمايد : « اسْتَعينوُا بِالصّبرِ والصَّلوةِ » : « به وسيله روزه و نماز استعانت بجوئيد » ، در جاى ديگر مىفرمايد : « اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكرى » : « نماز را به پا داريد تا يادآور و متذكّر من باشيد » با جمع اين موارد فلسفههاى مختلف يك حكم مشخص مىگردد .
در مسئله مورد بحث ما ، يعنى هدف آفرينش نيز در موارد مختلف از زواياى متفاوت اشارهاى به غايات و غرضهاى مختلف مسئله شده است ، در اين 6 آيهاى كه گذشت به ترتيب مىتوان سير صعودى تكامل را نظارهگر بود و مشاهده كرد كه
هامش
( 1 ) . سوره هود ، آيه 118 و 119 .
( 2 ) . سوره نجم ، آيه 42 .
( 3 ) . سوره انشقاق ، آيه 6 .