بنابر اين هدف از خلقت هم بايد به مرحلهاى برسد كه ديگر هدفى فوق آن هدف نيست ، و از آيات قرآن اثبات خواهيم كرد كه آن هدف نهايى تكامل است كه معنى ندارد بپرسيم چرا متكامل شويم ، براى واضح شدن مطلب دو مثال بزنيم :
1 . از كشاورز سؤال مىكنيم چرا زمين را مىشكافى و بذر در درون خاك مىافشانى ؟ در جواب مىگويد : براى به دست آوردن محصول مىپرسيم براى چه مىخواهى تحصيل محصول كنى ؟ مىگويد : به بازار برم و بفروشم و خريد وسائل كنم . چرا ؟ براى اين كه زندگىام مرفه شود ، براى چه ؟ براى اين كه آبرومند باشم ، اگر بار ديگر سؤال كنى ، چرا مىخواهى آبرومند شوى مىگويد براى اين كه آبرومند شوم ، يعنى به جايى رسيده كه هدفى بالاتر از آن براى او قابل تصور نيست .
2 . از يك ديپلمهاى كه در صدد ورود به دانشگاه است ، اگر سؤال كنيم چرا درس مىخوانى ؟ مىگويد : براى رفتن به دانشگاه ، براى چه ؟ مىگويد براى اين كه شغل دلخواهم را كه مثلًا دكتر يا مهندس شدن است به دست آورم ، براى چه ؟ براى اين كه در جامعه در رفاه باشم و اين كه سربار جامعه نباشم ، چرا مىخواهى رفاه پيدا كنى ؟ براى آبرومند شدن و اين كه وجههاى پيدا كنم ، اگر بار ديگر از او سؤال كنيد باز همين جواب را تكرار خواهد كرد و يا به جوابى بالاخره مىرسد كه ديگر فوق آن غايتى و هدفى برايش متصوّر نيست ، اين در جنبه مادى مسئله است در
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧