چگونه در مراحل مختلف ، به مناسبتهايى غاياتى براى خلقت ذكر شده كه با دقت نظر مىتوان درك كرد كه بعضى از اين غايتها غايات وُسْطى ( هدف وَسَطى ) براى غايةالغايات يعنى لقاء الهى و رسيدن به كمال نهايى است ، در آيه اول علم و معرفت به قدرت و علم خداوندى غاية خلقت قرار داده شده كه هرچه معرفت و علم زيادتر شود عمل انسان خالصانهتر و با روشنگرى بيشترى حاصل مىشود ، علم و عمل با يكديگر رابطه و اثر متقابل دارند ، هرچه علم بيشتر عمل پاكتر ، و هرچه عمل پاكتر علم بيشتر و در نتيجه رسيدن به تكامل ( يعنى تبديل موجودى دانى به موجودى عالى ) سريعتر .
در آيه دوم عبادت خداوند به عنوان هدف معرفى شده است ، زيرا عبادت كلاس تربيت است ، اگر مواد درسى اين كلاس با دقت مورد مطالعه و عمل قرار گيرد و اگر نماز و روزهاى كه مطلوب خداوند است ، محقق شود مسلماً شاگرد اين كلاس تربيت و پرورش يافته ، ولى چه خوش گفت بزرگ استاد اين كلاس كه خود پرورش يافته همين كلاس بود ، آن اسداللّه الغالب على بن ابيطالب ( عليه السلام ) : « كمْ مِنْ صائِم لَيْسَ لَهُ مِنِ صِيامِهِ الّا الجُوعُ وَالْظَمَا » : « چه بسيار روزهدارانى كه به جز گرسنگى و تشنگى چيزى نصيب آنها نمىشود ، چرا ؟ زيرا روزه واقعى را ايجاد نكردهاند ، آن روزهاى كه بيدارگرى مىكند » .
خداوند متعال وجودى بىنهايت است كه هرچه ذهن بيشتر متوجه بىنهايت شود و بيشتر عبادت او شود ، بيشتر به سوى او اوج مىگيرد و در نتيجه انسان در اثر عبادت ، شروع به كسب معرفت مىنمايد و قرآن هم
فرموده : ( وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأتِيَكَ اليَقِينُ ) « 1 » : « عبادت كن پروردگارت را تا كسب معرفت و يقين « 2 » كنى
هامش
( 1 ) . سوره حجر ، آيه 99 .
( 2 ) . اين بنا بر يكى از احتمالات تفسيرى آيه است و احتمال ديگر هم دارد كه عبادت كن تا مرگ به سراغت آيد ، يعنى يقين كنايه از مرگ باشد وقت مرگ انسان يقين پيدا مىكند به اين كه تمام وعدههاى الهى حق است .