مىدهد تا بتواند شاگرد را براى مطالعه بيشتر به كار اندازد و او را در كار خود ورزيده كند .
در امتحان نوع اول استاد ذىنفع بود و در امتحان نوع دوم شاگرد ذىنفع است ، امتحان خداوندى از نوع دوم است - راغب - در مفردات خود ريشه - فتنه - كه به معنى امتحان استعمال مىشود . را اين گونه تفسير نموده است : « اصلُ الفِتَنْ ادخالُ الذَّهَب النّارَ لِتَظْهَرَ جَوْدَتُهُ مِن رِداءَتِه » « 1 » : « ريشه ماده فتن در لغت به معنى داخل كردن طلا در آتش است ، تا اين كه طلاى اصل از مواد مخلوط با آن كه ارزش چندانى ندارد ، جدا گرديده و ظاهر شود » .
خداوند با امتحان خود زمينه پرورش و ورزيده شدن مخلوقات خود را فراهم مىآورد ، تا ناخالصىهاى وجود آنها را در اثر فشار مشكلات و گوهر وجود آنها را در اثر حرارتهاى زمانه آبديده كند همانند كسى كه طلاى ناخالص را با تيزاب ( اسيد سلطانى ) مخلوط مىكند ، و در كوره حرارت مىدهد تا ناخالصىهاى آن ذوب گردد ، و طلاى خلاص به دست آيد ، زيرا معروف است كه ( اسيد سلطانى ) با تمام فلزات تركيب مىشود جز طلا و براى همين جهت بقيه فلزات مخلوط شده با طلا همراه با حرارت ذوب مىكند و طلاى خالص باقى مىماند ، بله امتحانات خداوندى ( اسيد سلطانى ) است ، كه ما را در كوره مشكلات خالص مىكند .
همچنان كه پيامبران عظيمالشأنى چون ابراهيم ( عليه السلام ) و موسى ( عليه السلام ) و عيسى ( عليه السلام ) و نبى مكرم اسلام ( صلى الله عليه وآله ) را چنين كرد و حتى اينان هم از چنين آزمايشاتى در آزمايشگاه بزرگ تاريخ مأمون نبودهاند ، و چنان آبديده شدند كه در مقابل مستبدان زمان خويش سر تعظيم فرونياوردند ، زيرا كمرى كه در اثر مشكلات قد بر
هامش
( 1 ) . المفردات فى غريب القرآن ، راغب اصفهانى ، صفحه 371 .