كه امروز ما به آنها مبتلا هستيم .
در اينجا بسيار مناسب است روايت جالبى را از امام جواد ( عليه السلام ) ذكر كنم ، تا روشن شود چطور در اثر عدم توجه به قران خداوند قرآن و علاقه به آن را از ملتى مىگيرد ، و دشمنان را بر سر آنها مسلّط مىگرداند .
حضرت مىفرمايند :
« وَ كُلُّ امَّة قَد رَفَعَ الله عنهم علمَ الكتابِ حين نَبَذوه و ولّاهم عَدُوّهم حين تَوَلّوه و كان نَبْذُهم الكتاب انْ اقاموا حروفَه و حَرّفوا حدودهَ فهم يَرونُه و لا يرعَونه و الجهّال يُعْجِبُهم حفظُهم للرواية و العلماء يحزُنُهم تركُهُم للرعاية » :
« هر امّتى كه خداوند علم قرآن را از آنها برداشت وقتى بود كه خود قرآن را ترك كردند و هر امّتى كه خداوند بر آنها دشمنانشان را مسلّط كرد وقتى بود كه خود زير سلطه دشمن رفتن را قبول كردند ، و ترك كردن و كنار گذاشتن آنها قرآن را به اين صورت بود كه حروف و كلمات و الفاظ قرآن را حفظ مىكردند ، ولى حدود و احكام آن را تحريف مىكردند ، روايت قرآن مىكردند ، ولى مراعات آن نمىكردند ، نادانان حفظ قرآن را براى روايت كردن آن ترجيح مىدادند و علماء از اينكه ترك رعايت قرآن مىشود محزون و غمگين مىشدند » . « 1 »
با توجه به اين روايت ، حركت قهقرائى امّت اسلامى و به عقب برگشتن آنها كاملا روشن مىشود و چقدر دقيق منطبق بر اين زمان مىشود ، كه مىبينيم در كشورهائى مثل حجاز و عراق و مصر حفظ الفاظ قرآن بسيار مورد توجه است ، به طورى كه بچههاى كوچك مبادرت به حفظ قرآن مىكنند ، در حالى كه احكام آن مراعات نمىشود ، و در كنار اين عدم رعايت ، علماى راستين محزونند ، و خون دل مىخورند ، با چشمى گريان و دلى پرخون نظارهگر اين اوضاع هستند ، و كارى از دست آنها ساخته نيست ، آنقدر كه به صورت زيبا و تجويد قرآن توجه مىشود ، به
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 358 ، چاپ قديم ( در مواعظ امام جواد ( عليه السلام ) ) ؛ فروع كافى ، جلد 8 ، صفحه 53 ؛ ميزان الحكمة ، ج 8 ، صفحه 85 .