تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
برو گر عاشقى اين دفتر آموز * زنور دانش آن دل بيفروز كز اين دانش نه دانش‌هاى ديگر * توان گشتن به كوى دوست رهبر كزين دانش رهى از خودپرستى * بياموزى رموز عشق و مستى كز اين جام الَستى گر كنى نوش * خودى گردد ز سرمستى فراموش بسوزى خودپرستى و خودى را * بيفرزوى چراغ بيخودى را هر آن دانش كه ناز و نخوت آرد * فزون در دل هوا و شهوت آرد كجا درمان درد خودپرستى است * كجا آن مىزصهباى الَستى است مىاى كان عقل را هشيار سازد * دل از خواب هوس بيدار سازد فزآيد مستيش هشيارى دل * زدايد دارويش بيمارى دل