عذابها افتاده و محزون مىشوند . با خواندن قرآن به ياد طولانى بودن مسير و كمى زاد و توشه مىافتند و نمىدانند در نهايت به چه وادى سر مىسپارند ، با تلاوت قرآن به ياد فرصتهاى از دست رفتهاى مىافتند ، كه مىتوانستند بيشتر بهره برگيرند ، ولى نگرفتند ، آنها به ياد مرگ و قبر و سؤال نكير و منكر و برزخ و عقبات و فراز و نشيب مسير خود به طرف آخرت مىافتند ، و اگرچه اميدوارند ولى مخزونند كه چه مىشود آيا اين مقدار طاعتها و عبادتهاى ما جوابگوى سؤالات دادگاه الهى خواهد بود يا نه ؟ !
اينها حقيقتاً خدا ترسان روزگارند ، اينها كسانى هستند كه با مرور به قرآن به خود آمده ، بر خود مىلرزند ، و گويا پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را مىبينند كه آيات را بر آنها مىخواند . چرا نترسند كه خداوند به پيامبرش فرمود بگو :
( وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِانذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ ) :
« اين قرآن به سوى من وحى شد تا شما و كسانى را كه اين آيات به آنها مىرسد انذار كنم » . « 1 »
اين خداترسان نمونههاى بارزى براى ( مَنْ بَلَغ ) هستند كه قرآن بدانها رسيد و آنها انذار خدا و رسولش را پذيرفتند ، و به دنبال اين ترس از جهل به عاقبت خويش محزون شدند ، آنها نواى قرآن را در فضاى گوش جان ، جاى دادند ، و گويا قرآن با سكوتش با آنها سخن گفت ، و امر و نهى كرد كه اين ويژگى قرآن است ، چنان كه مولى على ( عليه السلام ) در نهجالبلاغه فرمود :
« فالقرآن آمرٌ زاجر و صامِتٌ ناطِق » « 2 » :
« قرآن امر كننده و نهى كننده و ساكت ناطق است » امر كننده نسبت به معروفات و نهى كننده نسبت به منكرات است ، ساكت و بىصدا است ، زيرا جز حروفى و كلماتى بيش نيست ، و در عين حال ناطق است ، زيرا گوياى ادلّه و براهين الهى
است . آرى ، چرا نترسند كسانى كه با دل و جان كلام الهى و سخنان ائمه و هاديان راه را شنيدند ، واقعاً جاى
هامش
( 1 ) . سوره الانعام ، آيه 19 .
( 2 ) . خطبه 182 فيضالاسلام و 183 صبحى صالح .