تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
به جز حيرت در اين نُه پرده رَه نيست * گدا را ره به كاخ پادشه نيست كه هر شمعى در اين محفل جهانيست * زمينى يا زمين و آسمانى است به حكم حسّ نشايد گشت مغرور * كه پندارد چراغى روشن از دور همه افلاكيان مستند و مدهوش * به اسرار نهان گويا و خاموش كمر بسته به حكم عشق سرمد * ندارد ملك عشق پار « 1 » سرحد بلند انديشه را آنجا رهى نيست * به جز حيرت خرد را آگهى نيست ولى چون شمع اين كاخ شهانه * تو افروزان دل از آه شبانه چه شب گردد به راه عشق ميتاز * زديده پرده غفلت برانداز
هامش
( 1 ) . پار : گذشته ، سال گذشته ، پارسال ، پايار هم گفته شده ، و نيز مخفّف پاره .