بايد صورت مىگيرد ، با كسالت نمىتوان در برابر جنود ابليس كه شهوت و غضب است ، مقاومت كرد .
دومين صفت اين است كه آدم صبور ناراحتى و غم را به خود راه نمىدهد ، زيرا كه : مىداند اظهار جزع و ناله سر دادن بر امرى كه گذشته است ، كارى را درست نخواهد كرد ، هرگز امر فانى ، باقى نخواهد شد ، زمان سابق و لاحق در دسترس ما نيست ، و فقط تنها كار صبر و استقامت در لحظهاى است كه : در دسترس ما است . در مواجهه با ناراحتيها بايد عاقل كارى را كند كه : جاهل چند روز بعد مىكند ، جاهل در برابر ناملايمات چند روز را به ناراحتى و ناله و فرياد سپرى كرده و به تدريج پس از چندى كه آتش ناراحتى فروكش كرد ، آرامش اوليه خود را به دست مىآورد ، سومين صفت اين است كه صبور در مقام ابتلاء به مصيبتها شكايت از پروردگارش نمىكند زيرا زمانى كه زبان به شكايت گشايد خدا را معصيت كرده است ، و فرد معصيبت زده اگر علاوه بر ناراحتى شروع به شكايت و گله كند ، نه تنها شاكر نبوده ، بلكه بر قضاى خداوندى هم طاغى و عاصى شده است . پس اى برادر آهنگ صبر همراه با شكر را ساز كن ، كه ائمه ( عليهم السلام ) از خداوند صبر شاكرين مىطلبيدند ، در يكى از ادعيه ماه رجب معلّى بن خنيس از امام صادق ( عليه السلام ) روايت كرده كه : حضرت فرمود : بخوان در ماه رجب :
« اللهم انى اسئلك صبر الشاكرين » .
با ذكر آيات و روايات روشن شد كه حقيقت صبر چيست ، وقتى قلم به دست دشمن افتد ، معلوم است چه مىشود ، مذهب را عامل تخدير و تمام واژههاى سازنده را تفسير انحرافى مىكند ، در يكى از كتابهاى آنها نوشته بود ، ديگر در عصر و زمان تمدن دين براى چه ؟ ! آيا اينها خجالت نمىكشند هنوز مىگويند خدا ؟ ! ! !
استاد مىفرمودند :
پس از اين مزخرفات بود ، كه علامه طباطبائى ( ره ) جلساتى را برگزار كردند تا جوابگوى اين سخنان انحرافى باشند و كتاب فيلسوف نماها را هم در آن روزها
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٠