تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
براى روشن شدن اين مطلب لازم مىدانم مقدّمه‌اى را يادآور شوم : هر موجود ممكن و هر مخلوقى حتى وجود ما به چهار علت براى پيدايش خود نياز دارد كه : اگر يكى از آنها منتفى شود ، معلول هم منتفى مىشود : 1 . علت فاعلى 2 . علت مادى 3 . علت صورى 4 . علت غايى براى واضح شدن مطلب مثالى بزنم ، فرض كنيد شخصى مىخواهد ساختمانى را براى سكونت خود تهيه كند ، بنايى كه اين خانه را مىسازد علت فاعلى ، و مصالح لازم اين خانه اعم از آهن ، گچ ، آجر ، سيمان و غيره علت مادى ، و شكل و هيئت و صورت اين خانه علت صورى ، و سكونت در اين خانه علت غايى است . علت غايى از نظر تحصّل ذهنى مقدم بر ساير علل است ، و از نظر تحقق خارجى موخر از همه ، به عبارت واضح‌تر در مثالى كه زده شد ، ابتدا انسان به فكر سكونت مىافتد يعنى ابتدا علت غايى ( سكونت درمسكنى ) در ذهن حاصل و محقق شده و بعد از اين كه علت فاعلى و مادى و صورى تأمين شد ، علت غايى كه سكونت بود ، حاصل مىشود . اين چهار علت براى هر موجودى ممكن و مخلوقى لازم و ضرورى است ، ولى واجب‌الوجود و خداوند متعال كه مخلوق و مقهور چيزى نيست ، اين چهار علت حاكم بر او نيست ، زيرا او غنى بالذات است ، نه فقير ، به خلاف ما كه سر تا پا محتاج و فقيريم و مهر سيه‌رويى بر پشت ما خورده كه :
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه عالم
من نمىگويم كه خالق خود فرموده است : ( أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِىُّ الحَميدُ ) « 1 » و سازنده ماشين پيكر ما از ديگران آگاه‌تر به مصنوع خود است .
هامش
( 1 ) . فاطر ، آيه 15 .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 36 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي