كه مانند يك ساختمان بوسيله مصالح استعدادها و نيروهاى درون ساخته مىشود ، مهندس و معمار اين ساختمان عقل و احساسات عالى و فهم برين است كه اين دو نيرو ( دوم و سوم ) از فطرت اصلى و وجدان خالص سر بر مىآورند و به فعاليت مىپردازند : غرائز بشرى مانند مواد گداخته آتشفشانى است ، كه در درون انسانها وجود دارند ، و همواره براى رها شدن و فعاليت به خود مىپيچند به طورى كه اگر كمترين روزنهاى پيدا كنند ، به مقدار همان روزنه خود را به بيرون خواهند زد ؛ بنابراين هر مكتبى و هر نظام خاص فكرى در قلمرو معارف انسانى كه همه كوشش خود را براى تنظيم و تحكيم شخصيت به كار ببرد ولى فكرى منطقى براى مهار كردن مواد آتشفشانى ( غرائز ) ننمايد ، نه تنها درباره نيمى از انسان نينديشيده و آن را حذف كرده است ؛ بلكه همه معارف انسانى خود را درباره شخصيت بر مبناى پوچ و هيچ ساخته است .
زيرا چنان كه گفتيم : ساختمان هر چند محكم و مجلّل باشد ، در قلّهها و دامنههاى كوه آتشفشان ، همواره در معرض ويرانى و سوختن و خاكستر شدن است . از طرف ديگر درون آدمى بدون ساختمان معقول شخصيت ، پايدار نبوده و وجود انسان را به متلاشى شدن تهديد مىكند . براى ساختن ساختمان شخصيت به طور معقول ، بايستى به هر شكل و تريتبى كه امكانپذير است غرائز را كه همانند مواد درونى كوه آتشفشان است و شخصيت را تهديد مىكند . مهار نموده و حتى از آن مواد غرايز كه خود از ضرورتهاى وجود ما است ، با منطق صحيح براى برپا داشتن شخصيت بهرهبرادرى نمود ، به همين جهت است كه مىگوئيم : با توانائى و آزادى براى بناى شخصيت ، نه تنها غرايز طبيعى محكوم به حذف و نابودى نمىگردند ؛ بلكه خود غرايز بهترين و ضرورىترين مواد در ساختمان مزبور ، مورد بهرهبردارى قرار مىگيرند . به عنوان مثال : كدام مكتب و كدامين متفكّر انسانشناس است كه بتواند حياتى بودن غريزه صيانت نفس را كه زيربناى شخصيت است ، منكر شود ؟ آنچه
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٦