تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كه قانون شخصيت ايجاب مىكند ، اين است كه اين غريزه حياتى در راه تنظيم و تقويت و تكامل شخصيت به كار برده شود . الهى بلبل گلشن راز در ذيل اين فراز ( انفسهم عفيفه ) چنين مىسرايد :
ز خوى عفّت آن مردان آگاه * رهانيدند جان از نفس بدخواه برون كردند ياد شهوت از دل * نبودند از فريب نفس غافل به عفّت مرغ زيرك رسته از دام * كه شهوت را هلاك آمد سرانجام به عفّت دست شهوت مىتوان بست * ز كيد نفس و مكر آسمان رست به عفت نه چو آن پرهيزكاران * قدم در بارگاه شهر ياران بدين خو نفس سركش رام سازى * عَلَم بر عرش ايمان برفرازى بدين خو مرغ جان نغمه پرداز * به گلزار تجرّد كرد پرواز تو نيز اى جان چون آن زيبا جمالان * به كوه معرفت رعنا غزالان برون آى از سراى تنگ اوهام * به عفّت نه به راه معرفت گام
حكايت عشق و عفّت
شنيدستم زنى صاحب جمالى * فقيرى بى نوا در قحط سالى به دامان كودكانى داشت مضطّر * كه نانشان بود آب از ديده تر ز بهر كودكان با فكر و تشويش * روان شد بر در همسايه خويش مگر همسايه‌اش آهنگر راد * ببخشد قوت و از غم گردد آزاد كزان دارا برآيد آرزويش * شود نان يتيمان آبرويش قضا را چشم آن همسايه ناگاه * بهنگام حديث افتاد بر ماه چو آهنگر به رخسارش نظر كرد * طمع بر حُسن آن رشك « 1 » قمر كرد
هامش
( 1 ) . غيرت و حسد ( فرهنگ عميد ) .