تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
زيرا او از جانب عمر منصوبست ، و ما با اين شرط با تو بيعت نموديم كه : آنچه ابوبكر و عمر مقرّر نموده‌اند ، تغيير ندهى ، و چون مختار ابن ابى عبيده ثقفى به مقام حكومت و امارت رسيد ، او را از كوفه بيرون نموده ، به دهى كه ساكنين آن يهودى بودند فرستاد ، و چون حجاج امير كوفه گرديد او را به كوفه بازگردانيده با اينكه پيرمرد سالخورده‌اى بود ، امر كرد به قضاء مشغول گردد ، او به جهت خوارى كه از مختار ديده بود درخواست نمود تا او را از قضاء عفو نمايد ؛ حجاج پذيرفت . خلاصه هفتاد و پنج سال قاضى بود فقط دو سال آخر عمر بر كنار ماند ، و در سنّ يكصد و بيست سالگى از دنيا رفت » . گويند : شريح در دوران قضاوت خود خانه‌اى خريد به 80 دينار ( دينار برابر يك مثقال طلا بوده و الان بخواهيم با قيمت بازار امروز محاسبه كنيم ، هر مثقال 6000 تومان است پس قيمت خانه مىشود 600 / 480000 * 80 تومان حال ببينيد مولى ( عليه السلام ) به قاضى معروف كوفه كه خانه‌اى معادل 480 هزار تومان ( با محاسبه در بازار آزاد خريده و امروزه با اين قيمت ، خانه‌اى مثلا سه اطاقى مىدهند ) چه مىفرمايد : راوى مىگويد وقتى خبر به مولى رسيد او را خواسته و به او فرمودند : به من خبر رسيده كه خانه‌اى به قيمت 80 دينار خريده‌اى و سند و قباله‌اى هم براى آن نوشته و شهودى هم بر اين جريان گرفته‌اى ؟ ! شريح گفت : بلى يا اميرالمؤمنين ، راوى مىگويد : حضرت با نگاهى غضبناك به او نگريسته و فرمودند : اى شريح آگاه باش كه به زودى نزد تو مىآيد كسى ( عزرائيل ) كه نظر به نوشته و قولنامه تو نمىكند ، و نيز از بيّنه و شاهدهاى تو سؤالى نخواهد كرد ، تا تو را از اين دنيا و اين خانه خارج كرده و دور كند ، و بدون هيچ چيزى و با دستى خالى تحويل قبر دهد ، پس اى شريح بنگر كه اين خانه را از مال غير نخريده باشى ، يا پول و قيمت آن را از مال غير حلال نداده باشى ؟ كه در اين صورت تو زيانكار در دنيا و آخرتى ( خسر الدنيا و الاخرة ) . بدان اگر وقتى مىخواستى اين خانه را بخرى ، نزد من مىآمدى من قباله و كتابتى مثل اين قباله ( كه در ذيل مىآورم ) براى تو
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 327 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي