از پيامبر گرامى ( صلى الله عليه وآله ) رسيده :
« كادَ الفقرُ انْ يَكونَ كُفرا » « 1 » :
« نزديك است كه فقر به كفر بيانجامد » و همچنين از آن حضرت روايت شده :
« الفقرُ الموتُ الاكبرُ » « 2 »
: « فقر مرگ بزرگتر است » يعنى فقير بدتر و بيشتر از يك بار مىميرد .
از امام على ( عليه السلام ) هم رسيده :
« مَنْ ابْتَلى بالفقرِ ابتلى باربع خصال : بالضعف فى يقينه ، و النقصان فى عقلهِ و الرّقة في دينهِ ، و قلّة الحياء فى وجههِ ، فنعوذ باللهِ مِن الفقرِ » « 3 » :
« كسى كه مبتلا به فقر شود مبتلا به چهار خصلت مىگردد : به ضعف در يقين ، نقصان و كمبود در عقل ، سستى در دين و كمبود حياء در صورتش - يعنى فقر موجب بى حيائى و پاره شدن پرده حيا مىشود - پس پناه مىبريم به خدا از فقر » .
حال چگونه بين اين دو دسته از روايات را مىتوان جمع كرد ؟ جمع بين آنها با كمى تأمل واضح است . آن رواياتى كه فقر را مذمّت مىكنند ناظر به فقرى هستند كه فقير مضطّر شده باشد مثل گرسنهاى كه مشرف بر مرگ يا برهنهاى كه از فرط سرما خوف تلف دارد ، و رواياتى كه مدح فقر را مىكند ناظر به غير چنين فقرى است ، مثل آنكه نان و يا چيزى كه سدّ جوع كند دارد ولى خورش ندارد يا نان و خورش بسيار معمولى دارد ولى خود را محتاج به خورش بهترى مىداند . « 4 »
حال براى روشن شدن خفيف الحاجة بودن مناسب است مثالهائى بزنيم :
1 - گاهى ديده مىشود افرادى براى مسافرت كوتاهى چندين چمدان و ساك بايد به
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 72 ، صفحه 30 ، ميزان الحكمة ، جلد 7 ، صفحه 498 .
( 2 ) . بحارالانوار ، جلد 72 ، صفحه 45 - نهجالبلاغه ، كلمات قصار كلمه 154 فيض و 163 صبحى صالح - ميزان الحكمة ، ج 7 ، صفحه 504 .
( 3 ) . بحارالانوار ، جلد 72 ، صفحه 47 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 7 ، صفحه 505 .
( 4 ) . اين وجه جمع به نحو اختصار ذكر شد ، وجوه ديگرى هم براى جمع ذكر كردهاند كه علاقمندان مىتوانند به بحارالانوار مرحوم مجلسى مراجعه نمايند ، ايشان وجه جمعى از راغب اصفهانى و غزالى و سپس نظر خود را بيان مىنمايند ( بحارالانوار ، جلد 72 ، صفحه 47 ) صاحب ميزان الحكمه نيز عبارت مرحوم مجلسى را در ( ج 7 ، 498 ) آورده است .