وَ خَسِرَ هُنالَكَ المُبطِلُون ) : « چون ( در روز رستاخير ) فرمان خداوند سبحان رسد ، به حق و راستى حكم شود ، و در آنجا بيهودگان ( و تباهكاران ) زيان برند » حضرت در كلام خود اقتباس از اين آيه شريفه كردهاند .
شاهد بر اين ( قباله ) عقل است آنگاه كه از تحت تأثير هوا و هوس خارج گردد ، و از علائق دنيا جان سالم بِدَر برد » . « 1 »
اگر نبود بر حقانيّت تفوّق علم مولى بر ديگر خلفاء جز تنظيم اين قباله ، كافى بود در تقدم او بر مدّعيان خلافتى كه سر تا پا جهل و گمراهى بودند .
بايد مطلب هشدار دهندهاى را متذكر شوم و آن اينكه : يكى از عوامل مؤثر در ايجاد فقر و يا بقاء آن ، انباشته شدن ثروتها ، نزد عدّهاى ثروتاندوز است ، آنهائى كه درد فقر را در بدن احساس نكرده و مضمضه گرسنگى را در دهان خود نيازمودهاند ، بايد دانست سرمايههاى موجود در جهان نامحدود نيست ؛ بلكه محدود است ، و استفاده بىحدّ ، اسرافها ، تبذيرها و انباشتن ثروتها ، موجب اختلال در گوشهاى از نظام جهان مىگردد ، و هيچ فقيرى فقير نخواهد شد ، مگر اينكه مقدار و سهميهاى كه بايد به او برسد ثروتمندى بالا كشيده ، و از آن بهره برگرفته است ، و به قول مولى على ( عليه السلام ) : « ما مُنعَ فقيرٌ الّا بما مُتّعَ به غَنىٌ » : « هيچ فقيرى از معاش خود محروم نمانده است ، مگر اينكه يك غنى و توانگرى از حق مالى او بهرهمند گشته است » « 2 »
اگر اين ثروتمندان به فقراء و نيازمندان عنايت كرده و مساعدت مىكردند ، هيولاى فقط بر سر جوامع عموماً و كشورهاى مسلمان خصوصاً سايه نمىافكند ، اى كاش فقز كمك نمىكردند و خود از ثروت خود استفاده مىكردند ، كار امروزه به جائى رسيده كه آمريكاى به اصطلاح متمدّن و حامى بشر گندم اضافه خود را به
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه قسمت نامهها و مكاتبات ، نامه ( كتاب ) سوم از نهجالبلاغه فيض و صبحى صالم .
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه محمدتقى جعفرى ، جلد 10 ، صفحه 26 .