تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
كلام پيامبر گرامى اسلام ( صلى الله عليه وآله ) : « الفَقْر فَخْرى » : « فقر افتخار من است » اشاره به فقر عرفى و خفيف المؤونه بودن است ، يعنى كم نيازى و خفيف الحاجه بودن مدال افتخار من است ؛ البته محتمل است كه اشاره به فقر ذاتى باشد ( انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى ) كه همه مخلوقات ذاتاً محتاج و فقيرِ خداوند متعال و غنّى بالذات هستند . علماء اخلاق ، فقر « 1 » عرضى را به چند قسم تقسيم كرده‌اند : 1 - فقرى كه در آن فقير راغب به مال است ، به طورى كه اگر راهى براى يافتن و به دست آوردن آن پيدا كند ، اگرچه با مشقّت زيادى همراه باشد ، آن مال را طلب مىكند ، اين فرد را فقير حريص نامند . 2 - فقرى كه فقير در آن وجود مال را محبوب‌تر از عدم آن دانسته ، ولى مثل حالت اول به سراغ آن نرفته ؛ بلكه اگر براى او آورده شود گرفته و خوشنود است ، اين فرد را فقير قانع گويند . 3 - فقرى كه در آن فقير از مال كراهت داشته ، و از آن فرارى و بيزار است ، اين فرد را فقير زاهد گويند كه اگر اعراض و تزهّد او به خاطر خوف از عقاب باشد ، فقير را « فقير خائف » و اگر براى شوق به ثواب باشد « فقير راجى » ( اميدوار ) گويند . 4 - فقرى كه در آن فقير نسبت به مال دنيا بىتوجه مىشود ، و اغراض دنيوى و اخروى را فراموش كرده و فقط روى توجه با تمام وجودش به خالق متعال دارد ، اين فرد را « فقير عارف » گويند و در واقع چنين شخصى ( مستغنى راضى ) بايد نام نهاده شود ، زيرا كم‌نيازى او نوعى بىنيازى است ، بى نيازى و استغناء نسبت به ما سوى الله و راضى به هر چه از محبوب به او مىرسد ، اين نوع فقر كه در پرهيزكاران خفيف الاحتياج بروز مىكند ، ما فوق زهد است ، زيرا در زهد ، زاهد
هامش
( 1 ) . رجوع شود به جامع السعادات ، جلد 2 ، صفحه 78 و معراج السعادة ، صفحه 289 .