مشغول به دنيا است ولى كاره از آن ، يعنى در عين مشغول بودن به دنيا به آن بىميل است ؛ چنان كه راغب به مال هم مشغول دنيا است ، و به آن ميل نشان مىدهد ، و همين اشتغال اگرچه با كراهت همراه است ، ولى خود حجابى از حجب ظلمانى عالم مادّه است .
در روايات زيادى بشارت به فقراء و افراد خفيف الحاجة داده شده ، كه از مصداق بارز اين مبشّرين ، پرهيزكاران كم حاجتى هستند كه به اندازه نياز توشه برمىگيرند .
البته جاى تذكر است كه خفيف الحاجة بودن ملازم با فقر نيست ؛ بلكه گاهى انسان خفيف الحاجة است ، و بيش از نياز هم در بساط ندارد ، و گاهى بيش از نياز هم دارد ، ولى در رابطه با امور شخصى مصرف نمىكند ؛ بلكه در مواردى كه مورد رضاى خدا است صرف كرده ، و براى خود به قدر نياز برداشت مىكند .
دو نكته را به مناسبت فقر متذكر شويم :
1 - ممكن است به ذهن كسى بيايد كه : چنين انسانهاى متكاملى كه مستغنى از مال و منال هستند ، چرا فقير ناميده مىشوند ؟ اطلاق فقير بر چنين بزرگانى و چنين اغنيائى مثل اطلاق عبد است بر عرفائى كه حق عبوديت را شناختند ، اگرچه عبد بر هر غافلى هم صدق مىكند ، ولى هرچه عرفان و شناخت شخص نسبت به عبوديّت بالاتر رود ، مُحِقتر بر اخذ نام عبد مىگردد . چنان كه در تشهد نماز خداوند متعال و شارع مقدس پيامبر خود را ابتداء با نام « عبد » و سپس با نام « رسول » مىستايد : ( و اشهد انّ محمداً عبده و رسوله ) . در رابطه با فقر هم هر چه عرفان نسبت به احتياج داشتن بنده به خدا در جميع امور بيشتر شود ، اين شخص به موازات شناختش محقتر به اطلاق اين نام بر خود مىشود .
2 - در روايات بسيارى « فقر » ستوده شده ، و براى فقرا مقامات بلندى در نظر گرفته شده است ، از طرفى در رواياتى فقر مورد مذمّت قرار گرفته است ، مثلا
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٣