و دانا كسى است كه : از اين دو شريك اگر پيش نمىافتد ، پس نيفتد ، به اين معنا كه به مقدار ضرورت برداشت كرده ، و زياده بر آن را انفاق كند ، يا در ديگر امور خيريه مصرف نمايد ؛ ولى ديده مىشود كه افرادى مثل كرم ابريشم تا آخر عمر ابريشم تنيده اطراف خود را از ثروت پر كرده ، و وقتى به نظر خودش در آخر عمر مىخواهد استراحتى كند ، و از دسترنج خود بهرهاى گيرد ، در درون آن پيله و ميان انبوهى از ثروت جان مىبازد ، و ابريشمها و ثروتها را براى ديگرى مىگذارد ، اى كاش به راحتى مىگذاشت و مىرفت ، اين مال در وقت مفارقت روح ، او را به سوى دنيا مىكشد و از طرفى ملك الموت ريشههاى قلب او را گرفته و به سوى آخرت مىكشد ، و در اين وسط اگر براى او مسئله به راحتى سپرى شود ، مثل كسى خواهد بود كه اعضاء او را در وقت مرگ از يكديگر جدا كنند .
منشأ كمى حاجت بر سبك بودن مؤونه پرهيزكار را بايد در وجود گوهرى به نام حبّ به محبوب واقعى و خالق حقيقى جستجود كرد ، وقتى حبّ آمد ، به اعتنائى نسبت به دنيا را به دنبال دارد ، دنيا به معنى ما سواى محبوب ، دنيا به معنى مشغول كننده و بازدارنده از توجه به معشوق .
ظرف را يا هوا پر مىكند يا آب ، هر چه از يكى كاسته شود بر ديگرى افزوده مىگردد ، اگر در ظرف دل حبّ قرار گيرد هواپرستى و دنياطلبى بيرون مىرود و گرنه اگر هواپرستى و تمايل به دنيا در آن قرار گرفت ، جاى حبّ نيست هرچه از حبّ كاسته شود ، بر هوا افزوده و هر چه از هوا كاسته شود ، بر حب اضافه مىگردد . پرهيزكار چون حب به محبوب در قلب او لانه كرده ، توجّهى به غير او نمىكند ، او در رابطه با مسائل مادّى و حوائج روزمره خود ، خود را همچون تشنهاى مىبيند كه از درياى مادّيات به اندازه رفع تشنگى بهره برمىگيرد و به بقيه باقيمانده ديگر بىاعتنا است ، اين بىاعتنائى و غناى در فقر خود
عنايتى و هديهاى از ناحيه آن محبوب واقعى و آن غنّى بالذات است ، كه اين عاشق با او رابطه برقرار كرده است
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٠