طبيب مسيحى هنگامى كه اين سخن را شنيد گفت
: « ما ترك كتابكم و لا نبيّكم لجالينوس طبّا » :
« قرآن شما و پيامبرتان براى جالينوس ( طبيب معروف ) طبّى باقى نگذارده است » « 1 » كسانى كه اين دستور را ساده فكر مىكنند ، خوب است ، در زندگى خود آن را بيازمايند ، تا به اهميت و عمق آن آشنا شوند ، و معجزه رعايت اين دستور را در سلامت جسم و تن خود بينند » .
تا به اينجا با توضيحاتى كه داده شد ، روشن گرديد كه مراد از ( اجسادهم نحيفه ) اين نيست كه واقعاً تمام پرهيزكاران بدنهاى لاغرى دارند و هرگز از مواهب و نعمتهاى الهى بهره نمىگيرند ، بلكه بهره مىگيرند و لكن هدف آنها شكمپرستى نيست ، پرهيزكاران جسم خود را در خدمت اهداف بلندشان قرار مىدهند ، و تغذى جسم را براى تنها پرورش جسم به كار نمىگيرند ، بلكه هدف از تغذّى و پرورش جسم هرچه بيشتر بها دادن به تكامل روح است آنها جسم را به عنوان مركبى سالم براى رهروى روح پرورش مىدهند .
در نهجالبلاغه مولى على ( عليه السلام ) درباره مدح يكى از پرهيزكاران چنين مىفرمايد :
« كانَ لِى فيما مَضى اخٌ فِى اللهِ و كان يُعْظِمُهُ فى عَينِى صِغَرُ الدنيا فِى عَينِهِ و كانَ خارِجاً مِن سلطانِ بطنِهِفلا يَشْتَهِى مالا يَجِدُ و لا يُكثِرُ اذا وَجَدَ » :
« در روزگار گذشته براى من برادر و همكيشى در راه خدا ( ابوذر غفارى يا عثمان بن مَضْعون ) بود ، كه : كوچك بودن دنيا در نظرش او را در چشم من بزرگ مىنمود ، و شكمش بر او تسلط نداشت ، پس چيزى را كه نمىيافت ، آرزو نمىكرد ، و اگر مىيافت بسيار به كار نمىبرد » . « 2 »
احتمال دارد مراد از « اجسادهم نحيفه » همان معناى مطابقى باشد ، و حالت اكثرى آنها لحاظ شده ، كه غالباً اجساد نحيف و لاغرى دارند ، و اين نحيف بودن از
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ذيل آيه ( 32 - 31 ) .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، كلمات قصار ، كلمة 281 فيض و 289 صبحى صالح .