12 - ترك تنپرورى
12 - و اجْسادُهم نَحيفَةٌ
ترجمه : جسمهاى آنها ( پرهيزكاران ) نحيف و لاغر است .
شرح : منظور از بدنهاى نحيف چيست ؟ آيا هر لاغرى پرهيزكار ، و هر انسان فَربهى غير متّقى است ؟ آيا ملازمهاى بين وجود تقوى و لاغرى بدن و بين عدم تقوى و درشتى هيكل وجود دارد ؟ مسلماً جواب منفى است ، زيرا چه بسيار بزرگورانى همچون امام باقر ( عليه السلام ) كه هيكلى درشت و بدنى فربه داشتند ، و چه بسيار افراد پستى كه لاغراندام بودند ، پس مراد از لاغرى بدن پرهيزكاران چيست ؟ دو احتمال قابل تصوير است :
1 - مراد اين است كه : همّ و غمّ و هدف آنها تنپرورى است و شكمبارگى و فرو رفتن در خواب و خور نيست ، بهترين تعبيرات را در كلمات مولى در نامه « 1 » به عثمانبن حنيف « 2 » مىتوان يافت ، عثمان نماينده مولى و استاندار بصره بود كه در آن روز
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامه 45 فيض و صبحى صالح .
( 2 ) . عثمان بن حنيف حاكم بصره و برادرش سهل بن حنيف از طرف مولى حاكم مدينه بود ، و هر دو از اصحاب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و تا آخر عمر شيعه و دوستدار على ( عليه السلام ) بودند و از اين رو اهل رجال در نيكى اين دو برادر اختلاف و ترديد نداشته ، در نقل اخبار آنها را مورد وثوق و اطمينان مىدانند ، درباره عثمان بن حنيف دارند به دستور حضرت وقتى اصحاب جمل ( طلحه و زبير و عايشه و پيروانشان ) وارد بصره شدند ، با آنها جنگ كرد تا اينكه قرار شد تا آمدن آن بزرگوار با هم مدارا كرده و زد و خورد نكنند ، ولى اصحاب جمل به امر عايشه خزانهداران بيت المال را سر بريدند و گروهى را هم كشتند و موى سر و ريش و مژه و ابروى عثمان بن حنيف را هم كنده از شهر بيرون كردند كه در بين راه به حضرت رسيد و حضرت بر او گريسته و فرمودند ، از پيش ما پير رفته جوان باز آمدى ) ( نقل از شرح نهجالبلاغه فيض ، ذيل نامه 45 و خطبه 171 ) .