غم آن نور است كز طور تجلّى * دل بشكسته را بخشد تسلّى
غم است آن يا نشاط هر دو عالم * كه افروزد دل و جان مرحبا غم
خوشا غم آفرين غم كز رخ جان * فشاند گرد غم چون ابر نيسان
غم دين شادى هر دو جهان است * غم دنياى دون خوردن زيان است
چو خوش گفت آن حكيم ذوق پرور * غم دين خور مخور اندوه ديگر
غم دين خور كه دنيا غم ندارد * عروس يكشبه ماتم ندارد
عروسى زشت و بى مهر و وفا هم * ندارند از فراقش عاقلان غم
چو كار اين جهان كارى است باطل * چرا در غم نشيند مرد عاقل
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٣