كرده و با چاه درددل گويد شايد كه چاه مولى را درك كند ، آن مردم كه درك نكردند ، من نمىدانم با چاه چه مىگفت : خدا داند و قلب على ، بايد به هوش بود و عبرت گرفت
« فَاعْتَبِروا يا اولى الابصار »
كه با رهبران حقيقى و الهى خود چه كنيم تا درد دل به چاه نگويند .
بحث در حزن بود ، بنابر آنچه ذكرش رفت ، انسان بايد از عوامل حزن و اندوهى كه غيرسازنده است دورى گزيند ، زيرا كه
« الاحزان اسقام القُلوب كما انَّ الامْراضَ اسْقامُ الابْدان » :
« حزنها بيماريهاى قلبها هستند چنان كه مرضها بيماريهاى بدنها مىباشند » « 1 » همچنانكه امراض بدن را به نابودى مىكشد ، حزن هم ابتداءً نفس و روح را فرسوده ، و سپس جسد را از بين مىبرد
« الحُزْنُ يَهْدمُ الجَسَدَ » « 2 »
برادر و خواهرم ! اگر امرى را طالب بودى ، و به آن نرسيدى ، مبادا بر آن غصّه خورى ، بلكه به منزله امرى بنگر كه گويا اصلا به ذهن تو خطور نكرده بود
« اجْعَل ما طَلَبْتَ مِنَ الدُّنيا فَلَنْ تَظْفَر بِه بِمنزلة ما لَمْ يَخْطُرْ بِبالِك » « 3 »
نرسيدن به امور و خواستهها ، طبيعت زندگى دنيوى است زيرا به فرموده مولى على ( عليه السلام ) :
« الدَّهرُ يَومان يومَ لك و يَومٌ عَليك فَانْ كانَ لَك لا تَبْطر و انْ كانَ عليكَ فَلا تَضْجُر » :
« روزگار دو روز است روزى به نفع تو ، و روزى بر ضرر تو ، پس اگر به سود تو بود ، خشنود مشو ، و اگر بر ضرر تو بود ، ناراحتى مكن » . « 4 »
پس هرگاه غمهاى عالم به تو روى آورد به خدا روى آور و مكرر بگو :
« لا حول و لا قوّة الّا باللّه »
كه : امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند :
« اذا تَوالَتْ الهِمومُ فَعَليْكَ بِلا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 95 ، صفحه 280 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 392 ( روايت از امام ششم ( عليه السلام ) است ) .
( 2 ) . غرر الحكم امام على ( عليه السلام ) ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 392 .
( 3 ) . بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 111 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 397 ( روايت از امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) است ) .
( 4 ) . بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 20 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 397 .