تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
كرده و با چاه درددل گويد شايد كه چاه مولى را درك كند ، آن مردم كه درك نكردند ، من نمىدانم با چاه چه مىگفت : خدا داند و قلب على ، بايد به هوش بود و عبرت گرفت « فَاعْتَبِروا يا اولى الابصار » كه با رهبران حقيقى و الهى خود چه كنيم تا درد دل به چاه نگويند . بحث در حزن بود ، بنابر آنچه ذكرش رفت ، انسان بايد از عوامل حزن و اندوهى كه غيرسازنده است دورى گزيند ، زيرا كه « الاحزان اسقام القُلوب كما انَّ الامْراضَ اسْقامُ الابْدان » : « حزن‌ها بيماريهاى قلب‌ها هستند چنان كه مرضها بيماريهاى بدنها مىباشند » « 1 » همچنانكه امراض بدن را به نابودى مىكشد ، حزن هم ابتداءً نفس و روح را فرسوده ، و سپس جسد را از بين مىبرد « الحُزْنُ يَهْدمُ الجَسَدَ » « 2 » برادر و خواهرم ! اگر امرى را طالب بودى ، و به آن نرسيدى ، مبادا بر آن غصّه خورى ، بلكه به منزله امرى بنگر كه گويا اصلا به ذهن تو خطور نكرده بود « اجْعَل ما طَلَبْتَ مِنَ الدُّنيا فَلَنْ تَظْفَر بِه بِمنزلة ما لَمْ يَخْطُرْ بِبالِك » « 3 » نرسيدن به امور و خواسته‌ها ، طبيعت زندگى دنيوى است زيرا به فرموده مولى على ( عليه السلام ) : « الدَّهرُ يَومان يومَ لك و يَومٌ عَليك فَانْ كانَ لَك لا تَبْطر و انْ كانَ عليكَ فَلا تَضْجُر » : « روزگار دو روز است روزى به نفع تو ، و روزى بر ضرر تو ، پس اگر به سود تو بود ، خشنود مشو ، و اگر بر ضرر تو بود ، ناراحتى مكن » . « 4 » پس هرگاه غمهاى عالم به تو روى آورد به خدا روى آور و مكرر بگو : « لا حول و لا قوّة الّا باللّه » كه : امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : « اذا تَوالَتْ الهِمومُ فَعَليْكَ بِلا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 95 ، صفحه 280 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 392 ( روايت از امام ششم ( عليه السلام ) است ) . ( 2 ) . غرر الحكم امام على ( عليه السلام ) ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 392 . ( 3 ) . بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 111 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 397 ( روايت از امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) است ) . ( 4 ) . بحارالانوار ، جلد 78 ، صفحه 20 ؛ ميزان الحكمة ، جلد 2 ، صفحه 397 .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 281 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي