تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مىكند ، و اين بسيار واضح است ، كه : آمدن اينها همان ، و القاء فرهنگ استعمارى به اين مملكتها هم همان . 5 - ايجاد فشار در ميان نسل جوان و فعّال از طريق مواد مخدّر و امور ديگرى مانند آن ، در بعضى كشورها و هروئين از سيگار ارزانتر است ، چرا بايد چنين باشد ؟ بايد درك كنيم كه موفقيت استكبار در اين طرحها ، پيروزى بدون جنگ است آرى اينها غم و غصه دارد ، مؤمنان غم اين مسائل را مىخورند ، ملت ايران تا حدّى بيدار شده ولى متأسفانه بعضى ملتها هنوز در خوابند ، آن هم چه خوابى گويا كه مرده‌اند ! ! درد اينجا است كه : نظاره‌گر از دست رفتن زحمات اين همه انبياء و اولياء باشيم ، از زحمات نوح پيامبر ( عليه السلام ) گرفته تا رنجها و مشقتهاى پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) آن سمبل حلم و بردبارى ، در مسير هدف ، مولى على ( عليه السلام ) اين مسائل را در حدّ اعلاء درك مىكند ، و به تناسب معرفتش ، اندوه و غم مىخورد ، در خطبه شقشقيه غم و اندوه حضرت در دل الفاظ موج مىزند « صبرتُ و فى العَيْن قَذىً وفى الحَّلقِ شَجاً » : « صبر كردم در حالى كه در چشمم خار و در گلويم استخوان بود » « 1 » ، حضرت 25 سال با اين وضعيت زندگى كرد ، يك لحظه‌اش قابل تحمل براى او نبود و از همين روى غم امت مىخورد ، غم اسلام را جرعه جرعه مىنوشد ، چرا چنين نكند در حالى كه او نظاره‌گر از بين رفتن ميراث نبوى و دستبرد فرهنگ اصيل اسلامى است ، چقدر ناراحتى دارد ، كه : باغبان ببيند غنچه‌ها و گلها و محصولش مىخشكد و از بين مىرود ، : ولى دست او بسته است ، كه : كارى كند ، گويا چشم و زبان او هم قادر به ديدن و تكلّم نيست ، زيرا آنچه مىبيند و آنچه بازگو مىكند اثرى بر آن مترتّب نيست . آرى على ( عليه السلام ) در چنين حالتى بود و امان از بىخردى و بىفرهنگى آن مردمان كه بايد كار به جائى رسانند ، كه : شخصى و رهبرى مثل مولى سر در چاه
هامش
( 1 ) . خطبه 3 فيض‌الاسلام و صبحى صالح .