تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و قبح ظلم و يا حتى علم حضورى به خويشتن را غافل بوديم و اين آيه تائيدى بر نظريه علماء نفس است كه مىگويند لوح نفس بشر در ابتداء تكوّنش از هر نقشى خالى است و به تدريج چيزهايى در آن نقش مىبندد ، « 1 » پس از تولد افاضه قواى ظاهرى و باطنه به او مىشود سامعه باصرة ، ناطقة ، شامّة ، لامسة ، حس مشترك واهمه ، خيال ، حافظه ، متصرفه ، « 2 » كم كم چشم ما قدرت بينايى پيدا كرد و گوش قدرت شنوايى و عقل قدرت درك و تجزيه و تحليل يافت و ما از اين مواهب سه‌گانه الهى بهره‌مند شديم ، نخست تصورات بسيارى از اشياء را از طريق حس درك كرديم و آن را به عقل سپرديم ، سپس از آنها مفاهيم كلى و كلىتر ساختيم و از طريق تعميم و تجريد به حقايق عقلى دست يافتيم . قدرت تفكر ما به جايى رسد كه از خويشتن ( به عنوان يك علم حضورى آگاه مىشويم ) سپس علوم و دانش‌هايى كه به صورت بالقوه در نهاد ما بوده جان مىگيرد و فعليت پيدا مىكند و ما اين علوم بديهى و ضرورى را پايه‌اى قرار مىهيم براى شناخت علوم نظرى و غير بديهى .
هامش
( 1 ) . تفسير الميزان ذيل آيه 78 سوره نحل . ( 2 ) . 5 تاى اول ظاهرة و 5 تاى دوم باطنة است ، حواس و قواى ظاهرة واضح است اما قواى باطنه در شرح منطق كبرى حاشيه صفحه 170 جامع المقدمات مىگويد حس مشترك مُدرك صور و واهمه درك كننده معانى جزئيه و خيال ( يا قوه مُصَوّره ) حافظ صور و حافظه ، حافظ معانى است و قوه متصرفه آن است كه نه درك كننده چيزى است و نه حافظ چيزى بلكه كسب كنده صور به وسيله صور ديگر يا كسب كننده معانى با معانى ديگر يا كسب كننده صور با معانى ديگر است ، اين قوه اگر در خدمت عقل باشد متفكره و اگر در خدمت وهم باشد متخيّله گويند . ( اهل مطالعه مىتوانند براى مطالعه بيشتر به رساله نقيس ابن سينا ، ص 19 تا 27 چاپ انجمن آثار ملى يا مبدا و معاد ملاصدرا ، ص 303 - 286 فصل پنجم تا هشتم ، ترجمه احمد بن محمد الحسينى اردكانى چاپ مركز نشر دانشگاهى و يا شرح اشارات خواجه نصير ، فصل 9 نمط سوم ، ص 142 به بعد ، چاپ مكتبة آية الله مرعشى نجفى مراجعه كنند ) .