3 - روش آنها تواضع است
3 . مَشْيُهُم التّواضع
ترجمه : « راه رفتن آنها ( پرهيزكاران ) تواضع و فروتنى است » . « 1 »
هامش
( 1 ) . نكته ادبى : حمل اسم معنا پر اسم ذات صحيح نيست ، براى همين جهت گفتهاند زيدٌ عدلٌ يا مجاز در اسناد است عدل به زيد مجازى است و گوينده مىخواهد بگويد از بس زيد عادل است كَانَّ مجسّمه عدل شده است نه ذاتى كه متصف به عدل است ، يا مجاز د ركلمه است كه زيد عدل را تأويل به زيد عادل كنند ، يعنى مجاز در كلمه عدل صورت گرفته يا مجاز در حذف است ، يعنى مضاف در اينجا حذف شده و زيد ذوعدل ( زيد صاحب عدالت است ) بوده است ، با اين مقدمه روشن مىشود كه حمل تواضع بر مشى مجاز است ، زيرا مشى آنها متّصف به تواضع است نه اين كه خود تواضع باشد و اين معناى قول مرحوم خويى است كه مىگويد : ( وَفِى الاسنادِ ايضاً تَوسُّعٌ ) و همين مراد ابن ابى الحديد است كه مىگويد : تقديرُه " اى تَقدِيرٌ جملةِ وَمشْيُهُم التّواضُع " وَصفةُ مَشيِهِم ، التّواضُع فَحُذِفَ المُضافٌ " اى صِفةٌ " .
دو نكته قابل ملاحظه : 1 . در مجاز در حذف مضاف كلمهاى كه مجازا و در غير مورد به كار برده شده بايد حدف شود . در مثال بالا مضاف تواضع حذف گردد مثل مضاف عدل ، ولى ابن ابى الحديد در مبتدا يعنى ( مشيهم ) تصرف كرده و اين بر خلاف روش ادبا است ، از سه وجه مذكور در نحوه مجازيت ، مجاز در اسناد مناسبتر است ، يعنى مراد مولى على عليه السلام اين است كه گويا راه رفتن آنها خود تواضع شده ، نه اين كه متواضعانه و متصّف به تواضع باشد .
مرحوم خويى در فراز قبلى يعنى ( ملبسهم الاقتصاد ) هم فرموده ( وفى الاسناد توسّع ) به خلاف ابن ابى الحديد كه قائل به مجازيت نشده و به نظر مىرسد حق با مرحوم خويى باشد ، زيرا اقتصاد همچنان كه در عبارت مرحوم خويى است عبارت است از ( التوسّط بين الافراط والتفريط ) يعنى اقتصاد ميان و حد وسط بين افراط و تفريط است . بنابراين لباس پوشيدن آنها منطبق بر حد وسط و اقتصاد است . اگر افراط و تفريط حدى و مصاديقى منطبق بر خود داشته باشند حد وسط و اقتصاد هم داراى مصاديقى است كه لباس پوشيدن پرهيزكاران باشد . پس در اين فراز مجاز به كار برده شده ، يعنى گويا لباس پوشيدن پرهيزكاران خود حد وسط و ملاك ارزش شده نه اين كه منطبق بر حد وسط باشد .