براى يكديگراند ، زن و مردى كه هنوز لباس ازدواج را به تن نكردهاند ، فاقد اين زينتاند و واقعاً نام تجرّد نام زيبندهاى است بارى اين افراد ، چون عارى و مجرد از اين زينت گرانبهايند .
نكتهاى كه ذيل بحث لباس قابل طرح است ، اين است كه خداوند انسان را بدون لباس از مادر مىزايد ، ولى بقيه حيوانات را با قامتى زينت داده شده « 1 » به لباس به اين جهان وارد مىكند و يا سريعاً بعد از تولد به آنها مىپوشاند .
جاى سؤال است كه چرا خداوندى كه به اين انسان اين همه كرامت و نعمت داد از لباسى مضايقه كرد ؟ جواب اين سؤال روشن است بايد گفت عارى بودن از لباس براى انسان به خاطر تكميل كرامت و اتمام نعمت بر او است ، زيرا انسان اشرف مخلوقات است و بايد بتواند در هر مكانى پا گذارده ، و در موقعيتى از مواهب الهى بهرهمند شود و لذا بايد برحسب تغييرات محيط ، لباس عوض كند در دماى گرم لباس نازك و در دماى سرد لباس ضخيم بر تن كند و اگر با لباس همچون بعضى حيوانات باشيم دچار مشكلات مىگرديم .
خلاصه مطلب اين كه انسان با اين خلقتش نقصى بر اشرف بودن او وارد
هامش
( 1 ) . از جمله حيواناتى كه به لباسى عجيب ، زينت داده شده طاووس است ، امام على عليهالسّلام در عجيب بودن خلقت طاووس در نهجالبلاغه خطبه 164 ( فيض الاسلام ) و 165 ( صبحى صالح ) سخن راندهاند ، از جمله عبارات حضرت در اين باره اين است : تصور مىكنى استخوان پرهاى آن ( از بسيار سفيدى و شفّافى ) ميلهايى است از نقره و تصور مىكنى آنچه بر آن بالها روئيده شده از قبيل دايرههاى شگفتآور و گردنبندهاى طلايى خالص است و ( به سبزى چون ) تكههاى زبرجد مىباشد ، پس اگر بالش را تشبيه كنى به گلها و شكوفههايى كه زمين مىروياند ، خواهى گفت دسته گلى است كه از شكوفه هر بهارى چيده شده است و اگر آن را به پوشيدنىها مانند كنى ( خواهى گفت ) مانند حلّههايى است كه نقش و نگار در آن به كار بردهاند ، يا مانند جامههاى خوش رنگ و زيبا بافت يمن و اگر آن را به زيورها تشبيه گردانى ( خواهى گفت ) مانند نگينهاى رنگ به رنگ است كه در ميان نقره مزيّن به جواهر نصب شده است .