تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
و آتش گرفته و نابود مىشود . و اگر نيروى گريز از مركز غالب شود و زمين از خورشيد دور شده ، از سردى منجمد مىشود و بالاخره در اين حركت‌ها ، فاصله‌ها و جرم‌هاى كرات و سرعت‌ها تمام حساب شده است . اين نظم مذكور نظم حاكم بر منظومه شمسى ما است و خدا مىداند كه چقدر منظومه در اين جهان است كه بر تمام آنها چنين نظمى حاكم است ، پس اى خواننده عزيز در اين جهان بانظم كه نظمش همچون لباسى سراسر گيتى را فراگرفته ، نمىتوانيم وصله ناهماهنگ و ناهنجارى باشيم ، بايد در برنامه زندگى خود و بين قواى درونى خود تعادل برقرار كنيم . زيرا همان گونه كه نظم عالم موجب دوام بقاء آن شده ، نظم و ميانه‌روى در امور روزمره هم موجب بقاء و دوام ما و زندگى ما است . و الّا بايد منتظر فناء و نيستى خود بود . با اين توضيح مفهوم اين فراز خطبه ( ملبسهم الاقتصاد ) بهتر روشن مىشود ، اين جمله دو تفسير ممكن است داشته باشد كه يكى خاص و ديگرى عام است : 1 . لباس متقين لباس ميانه و در تحد وسطى است - در اين تفسير ملبس در معنى حقيقى خود استعمال شده است - لباس نشانه زندگى انسان است ، پس زندگى آنهازندگى حد وسطى است و چون اقتصاد و ميانه‌روى را رعايت مىكنند ، دچار تنگدستى نمىشوند « ما عالَ امرءٌ اقْتَصَد » « 1 » : « تنگدست نشد كسى كه ميانه‌روى پيشه كرد » آنها نه زندگى خود را در حد فقر پائين مىآوردند كه « الفَقْر الموتُ الاكبر » « 2 » : « فقر بزرگ‌ترين مرگ است » و فقير در هر لحظه مىميرد و احساس او در هر لحظه احساس انسان محتضر و در شرف مرگ است و نه سراغ زرق و برق دنيا و زندگى مادى مىروند ، آنهاتا مىتوانند در ساده بودن زندگى مىكوشند ، زيرا هرچه زندگى ساده باشد ، اداره آن آسان‌تر است و هرچه زندگى از نظر رفاه و گستردگى
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار كلمه 134 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، كلمه 154 .