تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
« خدايا حول و قوه‌اى براى من نيست تا بتوانم به وسيله آن از معصيت تو روى برگردانم ، مگر در وقتى كه تو مرا به خاطر محبتت بيدار كنى » و هميشه طالب بوده و هستم ، همچنان كه از پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) رسيده كه : « اللّهم لا تَكِلْنا الى انْفُسِنا طَرْفَةَ عَين ابدأ » : « خدايا آنى و چشم برهم زدنى ما را به خود وامگذار » . 5 . توجه به اين كه سخنان ما جزو اعمال ما است ، بعضى باور ندارند كه حرف جزء عمل است ، مىگويند حرف باد هوا است عمل آن است كه مثلًا سيلى به صورت كسى بزنى ، در حالى كه اينها غافل‌اند از اين كه حرفى كه پشت سر فلان شخص مىزند ، از هزاران سيلى براى او ضررش بيشتر است ، بايد باور كنيم كه حرفها در زمره اعمال مورد بررسى و مكافات قرار مىگيرد ، حرف خوب در زمره اعمال خوب و حرف بد در زمره اعمال بد . وقتى پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) به على ( عليه السلام ) مىفرمايند : « لَانْ يَهْدِىَ الله عَلى يَدَيك رَجُلًا خير لك مِما طَلَعَتْ عليه الشّمسُ وغَرُبَت » ؛ « 1 » : « هدايت كردن خدا كسى را به دست تو بهتر است براى تو از هرچه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند » مسلماً منحرف كردن يك نفر هم ولو با حرف ، گناهش عظيم است . شيعه و سنى نقل كرده‌اند كه معاذ بن جبل گفت با پيامبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) در سفر بودم ، روزى صبح كردم درحالى كه نزديك آن حضرت بودم و با هم راه مىرفتيم ، از ايشان خواستم كه عملى را به من بياموزند كه مرا داخل بهشت كرده و از آتش
هامش
( 1 ) . روايت چنين است : قال اميرالمؤمنين عليه‌السّلام : « بَعَثَنى رسول الله ( ص ) الى اليمن و قال لى : يا علىّ لا تُقاتِلَنَّ احداً حتّى تدعوُه وايمُ الله لَأنّ يَهْدِىَ اللهُ عَلى يَدَيك رَجُلًا خيرٌ لك ممّا طَلَعَتْ عليه الشَّمسُ وغَرُبَتْ ولَكَ وِلاءُه يا عَلىّ ؛ على عليه‌السّلام مىفرمايد : « پيامبر صلّى الله عليه و آله مرا براى فرستادن به يمن انتخاب كردند و فرمودند ياعلى با كسى جنگ مكن ، مگر اين كه اول دعوت كنى او را و قسم به خدا هدايت كند ، خدا به دست تو فردى را . بهتر است از هرچه خورشيد بر آن طلوع و غروب كند و براى تو است ولاى كسى كه هدايتش كرده‌اى ) ، بحارالانوار ، جلد 21 ، صفحه 361 / ميزان الحكمة ، جلد 19 ، صفحه 5 - 324 .