را مىداند و هم معتاد خسارتهاى ناشى از اعتياد را ، مىگوئيم آنها علم دارند ولى باور يعنى ايمان به اين مسئله ندارند ، علم به مضرات غير از باور كردن آن است . شما مىدانيد و علم داريد كه مرده ذرهاى تحرّك از خود ندارد و حتى اگر در زنده بودن از قدرت او مىترسيديد ، مىدانيد الان ديگر قدرت ندارد ، ولى چرا يك شب نمىتوانيد تا به صبح در كنار او در اتاقى بياراميد ، زيرا هنوز باور نكردهايد ، اگر آن معتاد به مشروب و هروئين همچنان كه باور دارد كه تكهاى ذغال برافروخته و قرمز شده به وسيله حرارت سوزندگى دارد و نزديك خود نمىبرد ، چه رسد در دهانش ، اگر باور كند اين مشروب و اده مخدّر هم آتشى است كه خود به جان خود مىزند ، هرگز نزديك دهانش نمىبرد و اگر باور كند كبريتى كه به مود مخدر يا سيگار مىزند ، در واقع به حيات خود مىزند و پس از چندى خاكسترى هم از او به جا نمىماند ، هرگز چنين نمىكرد و اگر باور داشت كه كبريت را زير پول اين مواد بزند ، بهتر است تا زير خود مواد ، هرگز دست به چنين عمل كثيفى نمىزد ، زيرا در صورت اول فقط پول را از دست مىداد و در صورت دوم هم پول و هم زندگى و عمر كه سرمايه اصلى او است .
بايد مثل اولياء خدا و معصومين عليهمالسلام بود كه اين باور را داشتند كه منّهيات الهى ( چيزهايى كه مورد نهى الهى است ) همچون آتش است ، مثلًا براى آنها تصرّف به ناحق در مال يتيمان و خوردن آن همچون آتشى مىماند كه انسان به درون شكم خود داخل كند .
قرآن مىفرمايد : « انَّ الَذِينَ يَأكُلُونَ امْوالَ اليَتامى ظُلْماً انَّما يَأكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً » « 1 » : « كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم مىخورند در واقع در شكمهاى خود آتش فرومىبرند ، و به زودى در آتش فروزان دوزخ قرار خواهند گرفت » .
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 10 .