تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كه انديشه هيچ تصديقى و تأييدى براى گفتن سخن ندارد ، بلكه انسان را از بازگو كردن حرف منع مىكند . بعضىها واقعاً چه جرأتى دارند كه آبرويى را كه كسى در 70 سال آن را كسب كرده با شايعه‌اى يا تهمتى از بين مىبرند ، ولى بايد گفت به ظاهر شايد چنين باشد ، ولى در واقع ثواب خود برده و بر ثواب متهم افزوده است اين بيچاره نمىداند كه ممكن است ، براى اين‌تهمت تمام ثواب‌هاى او محو شود . اگر گفته شود اين معقول نيست كه با يك شايعه يا تهمت ثواب‌هاى 70 ساله اين شخص مثلًا از بين برود ، زيرا با اين زحمت اين همه عبادت كرده تا توانسته است اين همه ثواب و اجر كسب كند ! در جواب مىگوئيم آن شخص هم 70 سال براى كسب آبرو زحمت كشيده و شما با شايعه‌اى از كفش ربودى ، تعجب ندارد كه با شايعه‌اى هم ثواب‌هاى 70 ساله شما از كفتان برود ، مواظب باشيد زود حسنات خود را از دست ندهيد . يا اين كه زود قبول سيئات فرد ديگرى را نكنيد ، اگر حسنه‌اى در نامه اعمالت داشته باشى ، با تهمت زدن به شخصى به نامه اعمال او مىرود و اگر حسنه‌اى نداشته باشى بايد قبول سيئات او كنى . ب ) تعبير دومى كه در روايات ديده مىشود اين است : « لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه » « 1 » : « زبان عاقل پشت قلب او و قلب احمق پشت زبان او است » بازگشت هر دو تعبير به يك مطلب است ، زيرا در واقع مؤمن در تعبير اول عاقل و منافق هم همان احمق است . 3 . توجه به اين كه فضايى كه در آن زندگى مىكنيم ، مثل ضبط صوتى براى ضبط اعمال و بالخصوص ضبط اصوات ما است . انسان اگر متوجه باشد كه صداى او ضبط مىشود ، سنجيده‌تر سخن مىراند ، اگرچه نوار ضبط شده را هم
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، كلمات قصار كلمه 39 . از نهج‌البلاغه فيض الاسلام / ميزان الحكمة ، جلد 8 ، صفحه 494 .