تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لغات در تفسير نمونه ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
و يا كتاب ديگرى را محكم در دست بگيرد ، و در حفظ و حراست جلد و كاغذ آن بكوشد ، بلكه تمسّك واقعى آن است كه اجازه ندهد كمترين مخالفتى با آن از هيچ جهت انجام شود و در تحقق يافتن مفاهيم آن از جان و دل بكوشد . « 1 »

[ يَمْهَدُونَ : ]

« فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ » « يَمْهَدُونَ » از مادّهء « مهد » ( بر وزن عهد ) - همان‌گونه كه « راغب » در « مفردات » گفته - در اصل به معناى « گاهواره » يا محلى است كه براى كودك آماده مىكنند ، سپس « مهد » و « مهاد » به معناى وسيعترى يعنى هر مكان مهيا و آماده‌اى ( كه نهايت آرامش و آسايش در آن است ) گفته شده است ، انتخاب اين تعبير براى بهشتيان و مؤمنان صالح ، نيز از همين نظر است . « 2 »

[ يمين : ]

« وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ » تعبير به « يمين » ( دست راست ) به خاطر آن است كه غالباً انسان‌ها با دست راست مىنويسند . و به معناى طرف راست بدن نيز آمده ، سپس به هر چيزى كه در اين ناحيه قرار گيرد يمين گفته مىشود . « 3 »

[ يَنَابِيْع : ]

« يَنَابيعَ فِي الأَرْضِ » « يَنَابِيْع » جمع « ينبوع » از مادّهء « نبع » به معناى جوشش آب از زمين است . « 4 »

[ يَنْأَوْنَ : ]

« وَ يَنْئَوْنَ عَنْهُ » « يَنْأَوْنَ » از مادّهء « نأى » ( بر وزن سعى ) به معناى دورى جستن است . « 5 »

[ يَنْبُوع : ]

« مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً » « يَنْبُوع » از مادّهء « نبع » محل جوشش آب است ، بعضى گفته‌اند : « يَنْبُوع » چشمهء آبى است كه هرگز خشك نمىشود . « 6 »

[ يَنْتَصِرُونَ : ]

« أَوْ يَنْتَصِرُونَ » « يَنْتَصِرُونَ » ممكن است اشاره به كمك خواستن براى خويشتن يا براى ديگرى و يا هر دو باشد ؛ زيرا در آيات بعد ، مىخوانيم كه معبودان و عابدان هر دو به آتش دوزخ افكنده مىشوند . « يَنْتَصِرُونَ » از ماده « إِنْتِصار » به معناى يارى طلبيدن است ، ولى بعضى آن را به معناى « تَنَاصُرْ » ( به يارى يكديگر شتافتن ) تفسير كرده‌اند ، ولى نتيجهء هر دو با توجّه به
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 170 ( ج 6 ، ص 510 ) ( 2 ) . روم ، آيهء 44 ( ج 16 ، ص 479 ) ( 3 ) . عنكبوت ، آيهء 48 ( ج 16 ، ص 321 ) ؛ صافات ، آيهء 28 ؛ زمر ، آيات 56 ، 67 ( ج 19 ، صفحات 51 ، 533 ، 553 ) ( 4 ) . زمر ، آيهء 21 ( ج 19 ، ص 442 ) ( 5 ) . انعام ، آيهء 26 ( ج 5 ، ص 242 ) ( 6 ) . اسراء ، آيهء 90 ( ج 12 ، ص 311 )